سینما، فیلم، کارگردانان، بازیگران
حضور عوامل درباره الی در فستیوال ابوظبی شنبه بیست و یکم اسفند 1389 13:30

عکس هایی از حضور عوامل درباره الی... در فستیوال ابوظبی

عکسهای بازیگران فیلم درباره الی در فستیوال ابوظبی

عکسهای بازیگران فیلم درباره الی در فستیوال ابوظبی

عکسهای بازیگران فیلم درباره الی در فستیوال ابوظبی


و بازهم فاحشه گری گلشیفته ...



کارگردان: اصغر فرهادي
بازيگران: ترانه عليدوستي، گلشيفته فراهاني، ماني حقيقي، شهاب حسيني، مريلا زارعي، رعنا آزادي ور، احمد مهرانفر، صابر ابر و پيمان معادي - بازيگران خردسال: فرزين صابر بهلولي، متين فتورچي، آينار آناهيد و فاطمه شورمج
..................................................
خلاصه داستان: چند خانواده جوان برای تفریح به شمال می روند. "الی" (ترانه علیدوستی) مربی مهد کودک فرزند "سپیده" (گلشیفته فراهانی) هم با این جمع همراه می شود. قرار است "الی" با "احمد" (شهاب حسینی) که از آلمان برگشته و به تازگی از همسرش جدا شده آشنا شود.
این جمع پس از جستجو سرانجام ویلایی کنار دریا اجاره می کنند ... احمد از الی خوشش می آید. روز بعد "الی" در کمال ناباوری ناپدید می شود و ...

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

اصغر فرهادی و دخترش سارینا فرهادی و ... شنبه بیست و یکم اسفند 1389 13:14

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

 اين خانم مدل، ابتدا قصد نداشت با فرهادي دست دهد و به همين خاطر قصد داشت مانند هندی ها اداي احترام كند و دستش را به سوي اين كارگردان ايراني دراز نكرد و عقب ایستاد، اما وقتي با علاقه فرهادي براي دست دادن مواجه شد...

خودتان فیلم را ببینید و قضاوت کنید

به گزارش باشگاه خبرنگاران، هفته گذشته شصت و یکمین دوره جشنواره فیلم برلین برگزار شد و طی آن داوران این جشنواره خرس طلایی را به اصغر فرهادی اهدا کردند.

مراسم اختتامیه این دوره جشنواره برلین در کاخ جشنواره برگزار شد و هیئت داوران بخش مسابقه بین‌الملل به ریاست ایزابلا روسلینی بازیگر ایتالیایی جایزه خرس طلای بهترین فیلم جشنواره را به فیلم اصغر فرهادی اعطاء کرد.

گفتنی است ایزابلا روسلینی (Isabella Rossellini) هنرپیشه، فیلمساز مدل ایتالیایی است و به مدت ۱۴ سال بعنوان مدل شرکت لانکوم مورد توجه بوده است.

فرهادی هنگام قرار گرفتن بر روی سن در حالي كه اين خانم مدل، با اطلاع از آيين و ارزشهاي مسلمانان ابتدا قصد نداشت با فرهادي دست دهد و به همين خاطر قصد داشت مانند هندی ها اداي احترام كند و دستش را به سوي اين كارگردان ايراني دراز نكرد اما وقتي با علاقه فرهادي براي دست دادن مواجه شد ...

براي ديدن فيلم اين صحنه بر روي عكس زير كليك كنيد.

دست دادن برنده جشنواره فجر با مدل ايتاليايي

 ------------------------------------

http://www.yjc.ir/portal/ShowVideo.aspx?VideoID=150

 ------------------------------------

http://iusnews.ir/?pageid=124174


نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

هفته گذشته شصت و یکمین دوره جشنواره فیلم برلین برگزار شد و طی آن داوران این جشنواره خرس طلایی را به اصغر فرهادی اهدا کردند.

به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، مراسم اختتامیه این دوره جشنواره برلین در کاخ جشنواره برگزار شد و هیئت داوران بخش مسابقه بین‌الملل به ریاست ایزابلا روسلینی بازیگر ایتالیایی جایزه خرس طلای بهترین فیلم جشنواره را به فیلم اصغر فرهادی اعطاء کرد.

گفتنی است ایزابلا روسلینی (Isabella Rossellini) هنرپیشه، فیلمساز، نویسنده، مدل ایتالیایی است و به مدت ۱۴ سال بعنوان مدل شرکت لانکوم مورد توجه بوده است.

فرهادی هنگام قرار گرفتن بر روی سن با این مدل ایتالیایی دست داد و جایزه خود را دریافت کرد.



نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

خـرس یا سیـمرغ، مساله اینست! شنبه بیست و یکم اسفند 1389 7:15
این همه سازمانهای مختلف جمهوری اسلامی به این کارگردانهای غیرمتشرع کمک مالی می­کند تا هرچه دوست دارند بسازند بعد هم به آنها جایزه بدهد و بعد هم آنها به نظام لگد بزنند و به جشنواره­ی فجر بد و بیراه بگویند و روزی سه بار هم از دولتی بودن تبری بجویند که 'ما دولتی نیستم! و کاری به نظام نداریم.'

به گزارش وبلاگستان مشرق، ولی الله مهدوی با نگاهی متفاوت به جشنواره فیلم فجر، در جدیدترین مطلب وبلاگ "نسل خمینی" نوشت: نج سال پیش منتظر بودم که سجادپور و یا شمقدری سکان سینما را در دست بگیرند ولی احمدی­نژاد چهار سال فرصت سینما را از دست داد. وزارت فرهنگ نهم فقط در بین سینماگران برای دولت مخالف درست کرد و هیچ تلاشی برای تغییر فضا، دوست­سازی(!)، جمع کردن دوستان و پخش کردن مخالفان(!) و... نکرد و عملا سینمای دولت نهم سوخت.

شمقدری و سجادپور با تمام کم­و­کاستی­ها تغییرات خوبی را شروع کردند هرچند کسانی که از جنگ پنهان سینما خبر ندارند ایرادهای قشری از آنها گرفته و فضا را برای این دو مجاهد سخت می­کنند و این دو نفر دائم باید پیچیدگی­های فضای فرهنگی سینما را که هر کسی خود را صاحب فکر و فلسفه می­داند توضیح دهند. آنچه در پی می­آید نقد ایرادهایی است که اغلب ناشی از سیاستگذاری سابق و یا محدودیت­های فعلی است.

وزارت فرهنگ و صداسیمای ما روی افرادی سرمایه­گذاری می­کنند که تعلقی به جمهوری اسلامی ندارند. کارگردانی که تا دیروز در تلویزیون فعالیت می­کرد و توسط همین صداسیما بزرگ شد و به او فیلم و سریال دادند بسازد تا کارگردان شود، امروز از زندانیانِ ضدامنیتی حمایت می­کند و طلایه­دار مکتب "اخلاق جدا از وحی" یعنی دین جدید غرب است.

کسانی که جشنواره­ی فجر انقلاب اسلامی را زیر پای خرس طلایی آلمان می­گذارند و طلای آن را به بلور انقلابشان ترجیح می­دهند چرا باید دائم برایشان هورا بکشیم و بزرگشان کنیم؟ تا کی باید سینمای ایران کسانی را بزرگ کند که سر سوزنی به انقلاب اسلامی دلبستگی ندارند؟

چرا باید یک جشنواره­ی غربی در یک نظام کپیتالیستی فیلمی را بهترین فیلم لقب بدهد و از قضا در انقلاب اسلامی هم که منتقد لیبرالیسم و کپیتالیسم و مدعی تسخیر فرهنگی دنیاست دقیقا همان فیلم برنده شود. مگر استانداردهای انتخاب یک فیلم مانند استانداردهای سدسازی و جاده سازی است که در تمام دنیا یکسان باشد؟! یعنی استانداردهای مقوله فرهنگی و سلایق هنری در دنیا این­قدر ثابت و یکسان است ؟!

انقلاب اسلامی آنقدر بزرگوار است که اجازه بدهد مروجان مکاتب غربی، غربزدگان و مخالفین اصل نظام فیلم بسازند و می­سازند. وقتی کمال تبریزی با فقه و شریعت مشکل دارد. یا این رامبد جوان که چند سال پیش از سریال فرندز تمجید می­کرد و گفت "من دارم با «فرندز» زندگی می­کنم"!! البته به گمانم اون موقع هنوز مجرد بود! یا خیلی های دیگر که لازم نیست اسمشان را بیاورم.

مساله­ی مهم اینجاست که "اخلاق منقطع از وحی" گاهی توسط یک بازیگر سینمای ما تقلید و ترویج می­شود، خیلی اشکال ندارد چون اغلب ستارگان سینمای ما زندگی کم عمقی دارند و حداکثر تلاششان همین است که؛ با اینکه به هیچ یک از معروفهای جامعه­ی اسلامی پایبند نیستند ولی به خانه­ی سالمندان سر می­زنند و به یتیمان کمک مالی می­کنند و ... چندان مهم نیست. بالاخره باید بتوانند وجدان خود را راضی کنند. ضمن اینکه، کلا تقلید از ژستها و فیگورهای بازیگران غربی قسمتی از زندگی حرفه­ای آنها محسوب می­شود. هرچند بازیگران ما راحت­ترین را انتخاب می­کنند مثلا علاقه ندارند مانند آنجلینا جولی به سراغ سیلزدگان پاکستان بروند چون پاکستانی­ها تمیز و با کلاس نیستند تازه مسلمان هم هستند!...

اینها اشکالی ندارد چون بازیگران خودشان روش زندگی­شان را انتخاب می­کنند اما وقتی به فیلم­سازی و ترویج یک فکر می­رسیم دیگر مساله عوض می­شود. و از این مهمتر وقتی به حمایت­های دولتی از یک فیلم می­رسیم دیگر خیلی شرایط متفاوت می­شود. این همه سازمانهای مختلف جمهوری اسلامی به این کارگردانهای غیرمتشرع کمک مالی می­کند تا هرچه دوست دارند بسازند بعد هم به آنها جایزه بدهد و بعد هم آنها به نظام لگد بزنند و به جشنواره­ی فجر بد و بیراه بگویند و روزی سه بار هم از دولتی بودن تبری بجویند که "ما دولتی نیستم! و کاری به نظام نداریم."

این ننگ دولتهای قبلی است که کار سینمای کشور را به جایی کشانده اند که طرفداری از انقلاب اسلامی در فضای سینما، یک ننگ و فحش محسوب می­شود! یعنی خاک بر سر منافقینی که روزگاری وزارت ارشاد جمهوری اسلامی را اشغال کردند و امروز کفرشان را آشکار کرده و به دامن بی­بی­سی گریختند!



نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

در حالی که پس از پنج سال دوری پیام فضلی نژاد از عرصه سینما، وی برای نخستین بار در هفته گذشته تحلیلی را با عنوان «طرح CIA برای سینمای ایران» در روزنامه «کیهان» منتشر کرد، اغلب رسانه‌های مهم داخلی و خارجی نوشتار او را پوشش دادند و به تحلیل آن پرداختند.

رسانه‌های رسمی حزب مشارکت ایران مانند جمهوریت، نوروز، یاری نیوز، امروز و... لغو اکران فیلم «درباره الی» را در پنج سینمای جشنواره فیلم فجر از آثار و تبعات یادداشت سه قسمتی فضلی‌نژاد در روزنامه کیهان دانستند و مدعی شدند که «لغو اکران های عمومی "درباره الی" منجر به درگیری و دخالت نیروی انتظامی شد. مشکلات جدید فیلم از یادداشت های پیام فضلی نژاد در روزنامه کیهان تحت عنوان "چرا نباید درباره الی اکران شود " آغاز شد که از حضور بازیگر زن این فیلم در پروژه ای خارجی تحت عنوان فعالیت جدید سیا یاد کرده بود.»

رادیوهایی چون بی.بی.سی و رادیو فردا گزارش داده‌اند که عدم اهداء جوایز اصلی جشنواره به این فیلم که نامزد دریافت 10 سیمرغ بوده، ناشی از نشر این یادداشت در روزنامه کیهان است. این تحلیل‌ها در سایت‌هایی چون نیوز پرس نیز بازتاب یافت.
انتشار این تحلیل مستند در روزنامه کیهان، به روال معمول سبب فحاشی‌های گسترده مخاطبان سایت‌های اینترنتی اپوزیسیون به پیام فضلی‌نژاد شد. برای نمونه، این کاربران اینترنتی که مدعای «اخلاق دموکراتیک» و «آزادی بیان» را دارند، در سایت
ایرانیان انگلستان دهها فحش ناموسی را به دلیل ابراز عقیده پژوهشگر موسسه کیهان، نثار وی کردند!

روزنامه فرهنگ آشتی با اختصاص تیتر اول خود در روزهای 21 و 23 بهمن 1387 به این مطلب، آن را تحلیل کرد و روزنامه‌های سرمایه، اعتماد، هم‌وطن سلام و سایت‌های فردا نیوز، آفتاب نیوز، شهاب نیوز، بانک اطلاعاتی آفتاب، فرارو، خبر آنلاین، عصر ایران، دیلم نیوز، هم‌آواز نیز بخش‌های اصلی این نوشتار را چاپ و بر اساس رویکردهای رسانه‌ای خود تحلیل کردند.

در همین میان، گفت‌وگوی روز یکشنبه (20 بهمن) فضلی‌نژاد با خبرگزاری فارس با عنوان «انتقاد شدید پژوهشگر موسسه کیهان به فیلم درباره الی» در روزهای پایانی جشنواره فیلم فجر نیز خبرساز شد و سایت‌های اینترنتیتابناک، شبکه ایران (متعلق به روزنامه ایران)، رجانیوز، عدل نیوز، هنرمندان، تبیان، عصر ایران، قلم، ایرانیان انگلیس، قاعده بازی، بازتاب آن‌لاین، خمینیسم ، سینمای ایران، دیپلماسی عمومی آمریکا و... آن را بازتاب دادند. فضلی‌نژاد در این مصاحبه ضمن تشریح پروژه مشترک سازمان جاسوسی سیا و وزارت خارجه آمریکا برای هنرمندان ایرانی گفته بود: «علی رغم اینکه نهادهای قانونی به تهیه‌کنندگان فیلم درباره الی هشدار داده بودند که از این بازیگر در ساخت فیلم استفاده نکنند، کارگردان فیلم از وی استفاده کرد و به این هشدارهای قانونی که پیش از ساخت فیلم داده شده بود، اعتنا نکرد.»

...


همان شب، پژوهشگر موسسه کیهان در گفت‌گویی دیگر با شبکه خبر دانشجو (اس.ان.ان) از «راهبرد تعاملات کم‌هزینه سازمان سیا در پروژه ناتوی فرهنگی» پرده برداشت و پشت صحنه حضور هنرمندان ایرانی در سینمای هالیوود را برای این خبرگزاری دانشجویی تشریح کرد. فضلی‌نژاد در مصاحبه خود گفت: «مسئله نخست این است که بازیگر فیلم درباره الی نه در یک فیلم هالیوودی، بلکه در اثری آمریکایی که خط مشی تبلیغاتی سازمان جاسوسی سیا را پی می گیرد، حضور یافته است و این فعل، یک عمل مجرمانه و ضد ایرانی است. از حیث قضایی، دادستانی عمومی و انقلاب تهران به سبب اینکه یک تبعه ایران در پروژه ای علیه منافع ملی کشورش، مشارکت داشته، می تواند این بازیگر زن را به عنوان متهم تحت پیگرد قضایی قراردهد. البته اینکه در تحقیقات امنیتی مشخص شود که وی جاهل بوده، مسئله دیگری است، اما قطعاً فعل مجرمانه ای اتفاق افتاده که مشمول مجازات کیفری می شود. حداقل مجازات چنین بازیگرانی برای حضور در پروژه های سینمای هالیوود، باید محرومیت آنان از هر گونه فعالیت در سینمای ایران باشد.»

چندماه پیش، هنگامی که خبر کذب بازجویی از بازیگر فیلم درباره الی در رسانه‌های اپوزیسیون منتشر شد، سایت روز آن لاین در مقاله ای، به دروغ پیگرد قضایی وی را به سبب مقالاتی دانست که پیام فضلی نژاد بدون نام در روزنامه کیهان نوشته است!

*** بیوگرافی سینمایی پیام فضلی‌نژاد

فضلی‌نژاد که از سال 1376 روزنامه نگاری را آغاز کرد، تا سال 1382 بیشتر به مثابه یک نویسنده و منتقد سینمایی در نشریات تخصصی می‌نوشت. وی در سال 1377 از سوی ابوالقاسم طالبی به عنوان دبیر سرویس گفتگوی هفته‌نامه «سینماویدئو» برگزیده شد و از نیمه سال 1377 به پیشنهاد «فریدون جیرانی» به هفته‌نامه «سینما» رفت و همراه با نوشتن نقد فیلم، دبیری سرویس «گفت‌وگوهای ویژه با شخصیت‌های سیاسی و مذهبی» را پذیرفت. در این دوره او «پروژه نوسازی سیاسی و مذهبی در سینمای ایران» را طراحی کرد و با حضور در نزد فقها و روحانیونی چون آیت‌الله یوسف صانعی، آیت‌الله حسینعلی منتظری، آیت‌الله صادق خلخالی، آیت‌الله محمد عبایی خراسانی، سید حسین موسوی تبریزی، اسدالله بیات، طه هاشمی و... توانست فتاوی‌ای پیرامون «حضور زن مسلمان بی‌حجاب در عرصه سینما»، «موسیقی پاپ»، «تک‌خوانی و هم‌خوانی زن مسلمان» و... را اخذ کند. این پروژه که مورد تصویب و تقدیر عطا‌الله مهاجرانی (وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی) قرار گرفت تا سال 1381 به طول انجامید.

وی در سال 1379 کتاب «سینما، سیاست، آزادی» (1379، انتشارات الست فردا) را روانه بازار کتاب کرد. این کتاب در باب «آسیب‌شناسی گذار به سینمای کثرت‌گرا» تحریر شد و بر پایه تئوری پلورالیزم هنری صورتبندی گشت.

در پایان دهه هفتاد، فضلی‌نژاد در «موسسه مطالعات تاریخ معاصر» پژوهش‌هایی را پیرامون تعامل «سینما و روحانیت» انجام داد. این پژوهش‌ها به صورت مقالات مستقل تحقیقی در نشریاتی مانند «پروین»، «هنر هفتم»، «قرن 21» و... منتشر شد.
در سال 1379، هنگامی که بیشتر اوقاتش را با غلامحسین صالحیار (روزنامه‌نگار برگزیده جهان در قرن بیستم و سردبیرکل روزنامه اطلاعات در سه دوره عصر پهلوی تا پیروزی انقلاب) برای پیشبرد سه طرح تحقیقاتی پیرامون «سیاست رسانه‌ای و رسانه‌های سیاسی» می‌گذراند، به عنوان دبیر شورای سیاستگذاری ماهنامه «فیلم و هنر» برگزیده شد. با این حال، بیشتر دلمشغولی او نشر روایتی سیاسی از سینمای ایران بود و با صالحیار رساله‌ای تحلیلی را در باب «ایدئولوژی در سینمای ایران» نوشت که یکسال بعد منتشر شد.

از سال 1380 نیز به عضویت شورای سردبیری هفته‌نامه «سینما جهان» درآمد و و دبیری ویژه‌نامه «مجله دوم» این هفته‌نامه را برعهده گرفت و تا توقیف این نشریه در بهمن 1380، این همکاری ادامه یافت. در پایان 1380 او طرح تاسیس اولین خبرگزاری اینترنتی «سینما و هنر ایران» (ایفا پرس) را تدوین کرد و سردبیری آن خبرگزاری را در دوران تاسیس برعهده گرفت. در همین دوره، به پیشنهاد جواد مجابی و سیمین بهبهانی (اعضاء هیات دبیران کانون نویسندگان ایران) رسانه‌ای مولتی مدیا را برای «کانون نویسندگان ایران» طراحی کرد و نیز سردبیر نشریه «رسانه ما» و مشاور مطبوعاتی انجمن صنفی شرکت‌های تبلیغاتی ایران بود.

در آستانه برگزاری هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، فضلی‌نژاد به پیشنهاد احمد بورقانی (نماینده مجلس ششم) کار تدوین «گزارش دستاوردهای هنری سید محمد خاتمی در دوره نخست ریاست جمهوری»‌ را برعهده گرفت. چکیده 15 صفحه‌ای این گزارش، دو روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در رسانه‌های فارسی‌زبان منتشر شد. از اسفند 1380، فضلی نژاد عضو شورای سیاستگذاری سایت «گویا» (اولین و پرمخاطب‌ترین رسانه اینترنتی فارسی‌زبانان) بود و در سال 1381 سردبیری بخش ویژه سایت «گویا نیوز» را برعهده گرفت و تا سال 1382 به عنوان عضو شورای سردبیری در این رسانه حضور داشت. در این دوره، او به عنوان تحلیلگر سیاسی با نشریات اینترنتی مانند«پیک ایران»، سایت فارسی «صدای آمریکا»، «اخبار امروز»، «پیک نت»، «مهدیس»، «سیاه و سپید» و... همکاری می‌کرد و برای رسانه‌های ایرانیان خارج از کشور، مانند «شهروند» در کانادا، «اشپیگل» (نسخه فارسی) در آلمان و «رادیو فردا» در پراگ مطلب می‌نوشت.

در این میان، او به تحصیل خصوصی دروس تخصصی «زیباشناسی» نزد محمد مهدی فولادوند پرداخت. فولادوند که مولف نخستین کتاب‌های زیباشناسی در ایران، پایه‌گذار نخستین انجمن فلسفه، استاد دانشگاه سوربن پاریس و مترجم برجسته قرآن کریم است، به مدت یکسال فضلی‌نژاد را به عنوان دستیار پژوهشی خود در حوزه تدوین مباحث نوین زیباشناسی در هنر مدرن برگزید و این همکاری تا سال 1382 ادامه یافت که ماحصل آن نگارش و نشر رساله‌ای در باب زیباشناسی مدرن بود.

تابستان سال 1381 و پس از تشکیل دولت حامد کرزای در افغانستان، فضلی‌ن‍ژاد به دعوت یوسف اعتبار، رییس دفتر رییس جمهور افغانستان، به کابل رفت و پس از ده روز رایزنی با وی و مدیرعامل رادیو و تلویزیون ملی افغانستان طرحی را برای احیاء سینما‌های آن کشور ارائه کرد. در دوره اقامتش، همراه با بهروز افخمی (نماینده مجلس ششم و فیلمساز) فیلمی را برای تلویزیون دولتی استرالیا درباره احمد شاه مسعود (قهرمان ملی مجاهدین افغان) ساخت و نیز در حضور شخصیت‌های بین‌المللی و رییس جمهور افغانستان، در سمینار «مسعودشناسی» سخنرانی‌ای را پیرامون احمد شاه مسعود ایراد کرد.

کتاب دوم او با نام «دوئل با سینما» (1381، نشر گویا، فرنسه) در این دوره منتشر شد. این کتاب که گفتارها و گفت‌وگوهایی در باب ایدئولوژی‌زدایی در عرصه فرهنگ و هنر بود، به سیاق تالیف نخست او، جامعه هنری را جامعه‌ای سکولار می‌دید، اما این‌بار وجه غالب کتاب را آراء فعالان «کانون نویسندگان ایران» می‌ساخت. این وجه غالب، ماحصل تعامل و پیوند فضلی‌نژاد با چهره‌هایی چون جواد مجابی، سیمین بهبهانی، محمود دولت‌آبادی، سیامک پورزند، علی اشرف درویشیان، پوران فرخزاد، کیومرث منشی‌زاده، منوچهر انور و... بود.

از میانه سال 1381، پیام فضلی‌نژاد تدریجا به بازخوانی انتقادی نیم دهه فعالیت خود در رسانه‌ها روی آورد و در روزنامه‌هایی چون «جام جم»، «انتخاب» و «اخبار امروز» به نقد ایدئولوژی سیاسی و فرهنگی اردوگاه اصلاح طلبان پرداخت. در این دوره، او مطالعات تخصصی خود را پیرامون فلسفه سیاسی در غرب و جهان اسلام متمرکز کرد و از دروس اساتیدی چون حسن رحیم‌پور ازغدی بهره برد و همزمان دروس حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان را نیز پی‌گرفت. از ابتدای سال 1382، او با گردهم آوردن گروهی از معتبرترین نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران چون سعید مستغاثی، علی علایی، کامبیز کاهه و... «موسسه مطالعات و پژوهش‌های کاربردی سینمای سوم» را تاسیس کرد که حاصل آن تدوین «مانیفست سینمای سوم» بود. این مانیفست چشم‌انداز سینمای استودیویی ایران را بر اساس آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران تصویر می‌کرد. در تابستان 1382، به پیشنهاد «فریدون جیرانی» (فیلمساز) به هفته‌نامه «سینما» بازگشت. در این دوره او عضو شورای سردبیری و دبیر تحریریه این هفته‌نامه بود و همزمان هفته‌نامه‌ای را برای نسل جوان با نام رویداد هفته، مدیریت می‌کرد.

زمستان سال 1382 پیام با خداحافظی از هفته‌نامه سینما، عملا پس از نیم دهه فعالیت پرمشغله و مستمر سینمایی این عرضه را ترک کرد و تا سال 1387 هیچ گاه با نام خود درباره سینما ننوشت. نوشتار تحلیلی «طرح جدید CIA برای سینمای ایران» اولین نوشته وی پس از 5 سال در باب سینما است که در سه قسمت در روزنامه کیهان منتشر شد و واکنش‌های وسیعی را برانگیخت.

برگرفته شده از

www.elaw.ir


نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

آقایان! این سینما در و پیکر دارد؛ به قلم " پیام فضلی نژاد "

4-نقش «عایشه» را در فیلم تبلیغاتی سازمان جاسوسی سیا علیه مسلمانان، دخترک ایرانی 25ساله ای ایفاء کرده که هنوز، حتی در سینمای ایران به یک بازیگر حرفه ای بدل نشده است. برای بازی او در این فیلم، رسانه های سینمایی در ایران و آمریکا، زمینه مساعدی را فراهم کردند. اگرچه برابر روال معمول، خبر بازی یک بازیگر در اثری سینمایی «محرمانه» تلقی نمی گردد، اما در ایران تا یک سال پس از آغاز تولید این فیلم، رسانه های سینمایی «عامدانه» کوشیدند تا هیچ خبری پیرامون حضور این دخترک در هالیوود منتشر نشود. آنان با سانسور خبری می خواستند تا این هنرپیشه با خیال راحت، بازی در نقش «جاسوسه کثیف مسلمان» را به پایان ببرد. این در حالی بود که مقامات امنیتی و تحلیلگران مستقل، با اطلاع از چنین رخدادهایی، آن را تعقیب می کردند و در انتظار فرجام این پروژه آمریکایی بودند.


5- همزمان با انتشار مصوبه آژانس اطلاعات مرکزی ایالات متحده (CIA) مبنی بر وظایف «هالیوود» برای ساخت فیلم هایی که آمریکا را در جنگ علیه تروریسم اسلامی یاری دهد، کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا نیز به دنبال تدوین راهبردهایی بودند تا حضور هنرمندان ایرانی در پروژه های هنری آن کشور تسهیل گردد. از سال 1385، کاخ سفید برنامه ای را با عنوان «برنامه رهبری دیدارهای بین المللی» پیشنهاد داد که براساس آن، ایالات متحده میزبان هنرمندان ایران باشد. وزارت خارجه آمریکا نیز از «دینا پاول» (دستیار ویژه وزیر در امور فرهنگی) خواست تا «با توجه به وخامت و حساسیت رابطه با ایران» طرحی را برای تعامل با هنرمندان ایرانی تدوین و ارائه کند.

از ماحصل این پیشنهادات، طرح ساختن یک «پل ارتباطی» مصوب شد که رسما به عنوان «جزیی حیاتی از راهبرد امنیت ملی و ارزشمندترین سرمایه دیپلماسی فرهنگی آمریکا» تلقی می گردد. این طرح که به ECA مشهور است، برای ایجاد فرهنگی جهانی با استفاده از زمینه های هنری است. بر پایه اطلاعات کتابچه رسمی سیاست خارجی آمریکا، ECA به منظور ارتقای توانمندی های هنرمندان ایرانی، انتقال ارزش های آمریکایی به ایران و برای رسیدن به درکی متقابل، از طریق مشارکت با بخش خصوصی، برنامه «مبادلات مردم به مردم» را اجرا می کند. برای تحقق این برنامه، «دفتر فرهنگی مبادلات ایرانی- آمریکایی» تاسیس شد تا موقعیت های مهمی چون برگزاری نمایشگاه های هنرمندان ایرانی در آمریکا، بازی در فیلم های سینمایی و... در اختیار ایرانیان قرار گیرد. تاکنون سه نهاد شامل «موسسه فیلم آمریکا»، «مرکز کندی» و «موسسه ملی اعطای فرصت های هنری و علوم انسانی» با این پروژه مشارکت کرده اند. کاندولیزا رایس نیز از هنرمندانی که در پروژه های فرهنگی آمریکایی مشارکت می کنند به عنوان «فرستادگان دیپلماسی فرهنگی که ارزش های آمریکایی را زنده می کنند» نام می برد.
6- اولین سری از این برنامه، برگزاری نمایشگاه نقاشی «آرزوها و رویاها» بود که بهار 1386 با حضور 14نقاش ایرانی در واشنگتن دی.سی برگزار شد و «کاندولیزا رایس» نیز از آن بازدید کرد. در شرایطی که ویزای آمریکا با سختگیری های بسیاری برای ایرانیان صادر می شود، این نقاشان با ویزای ویژه از ایران به آمریکا رفتند و پس از دیدار با وزیر امور خارجه آن کشور، به ایران بازگشتند!
7- فاز دوم این پروژه از تابستان 1386 پس از مصوبه مشترک «سیا» و «هالیوود» کلید خورد. هنگامی که تولید فیلم های هالیوودی نظیر «مجموعه دروغ ها» با هدف یاری ایالات متحده در جنگ علیه تروریسم اسلامی مورد ادعای آنان آغاز شد، وزارت امور خارجه آمریکا نیز پروژه اعطای فرصت های هنری به ایرانیان را تعقیب می کرد. براساس برنامه «مبادلات مردم به مردم» به بازیگر ایرانی ویزا و اجازه حضور در آمریکا، بازی در فیلم «مجموعه دروغ ها» و شرکت  در دیگر برنامه های هالیوودی داده می شود.
¤ ¤ ¤
«ریدلی اسکات» که به عنوان فیلمساز «پنتاگون» و «سیا» در هالیوود شناخته می شود، بازیگری را از سینمای ایران برای ایفای نقش «عایشه» را برمی گزیند که منتقدان نشریات مشهوری مانند «یو.اس.ای.تودی» و «بوستون گلوب» عقیده دارند «این نقش به زور در فیلم چپانده شده است.»
اما، این بازیگر پس از بازی در «نقش هفتم» و حضور در 8 سکانس سینمایی که مجموعا 10دقیقه و کمتر از 8درصد کل فیلم را شامل می شود، به انواع مراسم هالیوودی دعوت می شود. اقسام مصاحبه ها را با او ترتیب می دهند و چهره ای جنجالی از او می سازند. «واشنگتن پست» گزارش می دهد که این بازیگر با «لبخندی فراخ، لباس طراحی شده بدون آستین و موهای مجعد و برهنه» به عنوان نمادی برای جوانان ایرانی ظاهر گشته است. همه اینها در حالی است که هیچ رسانه ای برای بازیگر نقش هفتم یک فیلم که نامش در تیتراژ زیر عنوان «سایر بازیگران» می آید، تره هم خرد نمی کنند! اما، این دخترک ایرانی، با آن تیپ «مانکن»وار، می شود «دختری با لبخند میلیون  دلاری.» کسی که تا دیروز نه مردم ایران و نه رسانه های آمریکا، نامش را نمی شناختند، تلاش می شود تا به  «الگوی جوانان ایران» تبدیل گردد. روزنامه «لس آنجلس تایمز» می نویسد همزمان با اکران عمومی فیلم «مجموعه دروغ ها»، DVD فیلم با تیراژ بالا در بازار قاچاق ایران توزیع شده و بسیاری از دختران و پسران در تهران به دنبال آن هستند. چرا؟!
پاسخ به این پرسش، دشوار نیست. آمریکایی ها دیرزمانی است که از دوران جنگ سرد، رهبری یک برنامه گسترده دیپلماسی فرهنگی را برعهده گرفته تا به وسیله سینما، ادبیات، رسانه و... «فرهنگ غرب مدرن» را به کشورهای دیگر صادر کنند. این برنامه، رسوایی های امنیتی زیادی را پیرامون رابطه جاسوسان با هنرمندان به بار آورده و هر روز در این باب اسناد تکان دهنده ای منتشر می شود؛ چنانکه به قول «اولیور استون» آنان «می خواهند از ما موجودات هرجایی بسازند.» آمریکا، با هنرمندان خود این کار را کرد و حالا با برنامه «مبادلات مردم به مردم» آن را در کشورهایی چون ایران دنبال می کند.
چشم اندازی دشوار رویاروی ماست. «جنگ سرد فرهنگی» این بار با حضور برخی از «بازیگران» ایرانی آغاز شده است. «سیا» و «هالیوود» با ساختن «ستاره های سکولار» برای ایران، می خواهند مناسبات ارزشی جامعه هنری ما را دگرگون کنند. می خواهند با چنین تبلیغاتی به دروغ نشان دهند که هنرمندان ایرانی، هیچ دلبستگی ای به آئین های فرهنگی انقلاب اسلامی ندارند. البته خیال می کنند با صادر کردن یک مشت مانکن سینمایی که سنت ملی و هویت دینی شان را حراج کرده اند، آئین های کهن ما مسخ می شود.
با این همه، هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد، اما آیا مدیریت سینمای ایران به جایی رسیده است که می خواهد «ستاره های سکولار» را در فیلم های ایرانی بپذیرد؟ آیا بازیگری که در فیلمی علیه مسلمانان «نقشی کثیف» را ایفا کرده و خود در روزنامه «نیویورک دیلی نیوز» گفته که ارزش ها و قوانین اسلامی را زیرپا گذاشته است، باید فرصت حضور در سینمای ایران را پیدا کند یا اینکه به سبب افعال قبیح خود می بایست توسط قوه قضاییه محاکمه شود؟ مگر این سینما چارچوب ارزشی و اصول بنیادین ندارد که معاونت سینمایی وزارت ارشاد، اجازه حضور به فیلمی را در «جشنواره فیلم فجر» می دهد که این دخترک در آن ایفای نقش کرده است؟! نکند این گونه افعال را قبیح نمی دانند؟! گویا سوگمندانه، بعد از سی سال باید بنشینیم و درباره حسن و قبح این افعال و یا منفعت و مصلحت حضور مشتی مانکن سینمایی در ایران بحث کنیم؟! مگر می شود سنت ملی و هویت دینی را با مصلحت های ناپیدا «معامله» کرد؟

مگر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ما، در باب حضور بازیگران در سینمای جهان، آن جمله به یادماندنی را نگفت که «اگر کسی قانون را زیر پا بگذارد، خودش هم زیر پا گذاشته می شود.» پس چرا با اکران فیلم «درباره الی» که کار جدید این دخترک بازیگر است، آن هم در دهه جشن های پیروزی انقلاب، ارزش های ایرانی را زیرپا می گذارید؟!


نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

طرح جدیدCIA براى سینماى ایران؛ به قلم " پیام فضلی نژاد "

آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و وزارت خارجه ایالات متحده می کوشند تا با مشارکت یکدیگر، پروژه ای استراتژیک را برای فروپاشی ایدئولوژیک سینمای ایران به سرانجام رسانند. آنان می خواهند ساختار دینی و مناسبات ارزشی حاکم بر سینمای انقلاب اسلامی ایران را دگرگون کنند تا این سینمای مستقل در جهان به نسخه بدلی سینمای هالیوود تغییر ماهیت دهد. بخشی از این پروژه استراتژیک، ناظر به خلق «ستاره های جهانی» از میان بازیگران سینمای ایران است.
در فرآیندی از پیش تعیین شده، این بازیگران سینما- و اغلب زنان هنرپیشه- از رهگذر ایفای نقش در فیلم های آمریکایی و با بهره گیری از توانمندی های تبلیغاتی سینمای هالیوود به «ستاره های جهانی» بدل می گردند. هم شهوت سوپراستارشدن در جهان سینما و هم مقتضای ذات نشستن بر این جایگاه، چنین بازیگرانی را به پذیرش قواعد سیاسی و مناسبات ارزشی برآمده، از فرهنگ غرب مدرن وامی دارد، اما نقطه مرکزی پروژه تنها به این «مسخ هویتی» محدود نمی شود.

براساس «نقشه هنر آمریکا» که در کتابچه رسمی سیاست های خارجی ایالات متحده منتشر شده، آنان باید در نهایت «شوالیه های ایدئولوژی آمریکا» باشند و کاریزمای شخصیتی شان را خرج توزیع و ترویج ارزش  های سکولار در جامعه خود می کنند. (1) ستاره های ایرانی تبار هالیوود، برای استمرار حیات خود، نباید و نمی توانند سمبل سنت ملی و هویت دینی ایرانیان باشند، بلکه به نمادی از ایدئولوژی سیاه فحشا که خاستگاه رویای آمریکایی است، تنزل می یابند. به قول «کاندولیزا رایس» آنان به عنوان «فرستادگان دیپلماسی فرهنگی ما، ارزش های آمریکایی را زنده می کنند.» (2)
«ستاره های سکولار» در سینمای ایران کاری جز تمسخر ارزش های هنری انقلاب اسلامی ندارند. ارزش هایی که میراث امام خمینی(ره) و رهبری فرزانه انقلاب برای «هنر متعهد» است؛ هنری که قرار بود پدیدآورندگان آن، تنها و تنها در چارچوب مکتبشان، مردم خود را به حیات جاویدان رسانند. (3) اوج مضحکه ارزش های «هنر متعهد» هنگامی است که «جشنواره فیلم فجر» هم به عنوان ویترین ملی سینمای انقلاب اسلامی برای این «ستاره های سکولار» مشروعیت قائل گردد. چرا چنین قضاوت
می کنیم؟

¤¤¤
1- روز 19 خردادماه 1386، خبرگزاری «یونایتدپرس اینترنشنال» گزارشی را از نشست دو مقام ارشد سازمان جاسوسی سیا با کمپانی های فیلم سازی هالیوود منتشر کرد. «سیا» قصد داشت تا دوره ای جدید از تعاملات امنیتی با هالیوود را آغاز کند. برای همین، در بهار آن سال یکی از افسران امنیتی کارکشته به نام «پل باری» را به سمت رابط «سیا» با هالیوود برگزید و این نشست، در واقع، مراسم معارفه رسمی او به کارگزاران نظام استودیویی سینمای آمریکای بود. در این نشست، «مایکل هایدن» نیز به عنوان مدیر ارشد «اداره ویژه سینمایی سازمان جاسوسی سیا» شرکت کرد و خطاب به صاحبان کمپانی های فیلم سازی هالیوود گفت که از این پس شما با ساخت آثاری که «هرچه بیشتر دلاوری، شهامت و مهارت های کارکنان سیا را تعریف نماید» ما را در جنگ با تروریست ها و بنیادگرایان اسلامی در خاورمیانه یاری خواهید داد.
پس از این نشست، «گیمیچ لیانو»، سخنگوی آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا در بیانیه ای گفت که برای اجرای این برنامه جدید، رابط «سیا» با هالیوود ضمن نظارت بر فیلمنامه های سینمایی، ترتیب ملاقات فیلم سازان را با رؤسای سازمان سیا خواهد داد تا بدین ترتیب، آنان بتوانند به راحتی اطلاعات لازم را برای ساخت فیلم هایی با موضوع عملیات ضدتروریستی آمریکا در خاورمیانه کسب کنند.
2- فیلم «مجموعه درو غ ها» به کارگردانی «ریدلی اسکات» یکی از آثاری است که پس از مصوبه آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) پیرامون وظایف تبلیغاتی جدید سینمای هالیوود ساخته شد. این فیلم را به نام «یک مشت دروغ» نیز می شناسند و یک بازیگر زن 25 ساله سینمای ایران نیز در آن بازی کرده است. این فیلم ساز انگلیسی تبار به سبب خدمات خود در دوران جنگ سرد به بلوک غرب، دارای لقب «شوالیه» از دربار سلطنتی ملکه انگلستان است و سال 2002 نیز فیلم «سقوط شاهین سیاه» را برای «پنتاگون» کارگردانی کرد. مراحل پیش تولید فیلم «مجموعه دروغ ها» دقیقاً پس از نشست مشترک «سیا» با «هالیوود» در تابستان 1386 آغاز و فیلمبرداری آن در 14 شهریور 1386 شروع شد. این فیلم که آن را بازگشتی به سنت فیلم های سیاسی دهه هفتاد (فیلم های محصول جنگ سرد آمریکا علیه شوروی) می دانند، درباره مأموریت مخفی یک افسر ارشد سازمان «سیا» به نام «راجر فریس» (با بازی لئوناردو دی کاپریو) است که پس از عملیاتی از عراق به آمریکا بازمی گردد و سپس برای یافتن یک تروریست مشهور، راهی اردن می شود. فیلم می کوشد تا فضای کلی کشورهای اسلامی مانند عراق، امارات متحده عربی، ترکیه و اردن را به شکلی بدوی نشان دهد. آیات قدسی و نمادهای عبادی مسلمین، مانند قرآن، اذان و نماز از همان ابتدای فیلم و در ساختاری نمادین، هوشمندانه در خدمت هدف نهایی آن است؛ چنانکه یکی از رهبران امنیتی آمریکا در پایان فیلم القاء می کند: «در خاورمیانه هیچ چیز زیبایی وجود ندارد.» فیلم «مجموعه دروغ ها» در هسته تبلیغاتی خود علیه مسلمانان از کتاب مقدس مسلمانان «قرآن کریم» به عنوان منبع اصلی کشتن مردم جهان یاد می کند و نشان می دهد که مسلمانان با قرائت آیات قرآن به کشتار فجیع مردم جهان دست می زنند. تصویری که این فیلم از انواع مبارزات مسلمانان می سازد، سخت تکان دهنده است و هم کوشش خود را می کند تا مسلمانان را در قامت یک مشت موجودات خشونت طلب و تروریست نشان دهد؛ کسانی که نسبتی با تمدن و فرهنگ انسانی ندارند و برای کسب قدرت، حتی به یکدیگر هم رحم نمی  کنند.
3- رویکرد تبلیغاتی هالیوود علیه اسلام و مسلمانان، البته پدیده ای نوین نیست، اما آنچه که فیلم «مجموعه دروغ ها» را جنجالی می کند، تنها 10 دقیقه از مجموع زمان 130 دقیقه ای فیلم است؛ 10 دقیقه ای که شخصیتی به نام «عایشه» در پوشش یک پرستار به افسر امنیتی آمریکا (سوژه اصلی فیلم) نزدیک می شود تا او را تخلیه اطلاعاتی کند. «عایشه» یک جاسوس اردنی با تباری دو ملیتی (ایرانی- فلسطینی) است و برای انجام مأموریت امنیتی خود از کثیف ترین حیله ضدجاسوسی استفاده می کند. او می کوشد تا در رابطه ای عاشقانه، افسر ارشد سازمان «سیا» را مجذوب خود نماید و از این رهگذر، وی را به طعمه ای برای سازمان امنیت اردن تبدیل کند. «عایشه» در فیلم «مجموعه دروغ ها» نماد یک زن مسلمان است که برای موفقیت مأموریت خود حاضر است تا از کثیف ترین حیله های جاسوسی مانند عشق بازی های جنسی بهره  گیرد. این چنین، پازل فیلم پیرامون مسلمانان تکمیل می شود:
همه آنان، از تروریست ها تا زنان، کثیف هستند.
یادداشت ها:
1- مداف، استیون. نقشه هنر آمریکا. «این کتاب را به عنوان یک نقشه درنظر بگیرید»، واشنگتن: انتشارات وزارت خارجه آمریکا، 2007
2- پاول، دینا. ایجاد یک پل ارتباطی. واشنگتن: انتشارات وزارت خارجه آمریکا، 2009
3- پیام امام خمینی در «تجلیل از هنر و هنرمندان متعهد»، صحیفه امام، جلد 21، صفحه 145
برگرفته شده از www.kayhannews.ir
توضیحاتی در مورد فیلم:

کارگردان:  اصغر فرهادی

بازیگران: ترانه علیدوستی، گلشیفته فراهانی، مانی حقیقی، شهاب حسینی، مریلا زارعی، رعنا آزادی ور، احمد مهرانفر، صابر ابر و پیمان معادی - بازیگران خردسال: فرزین صابر بهلولی، متین فتورچی، آینار آناهید و فاطمه شورمج

......................................................

دیگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فیلمنامه: اصغر فرهادی
تهیه کننده: اصغر فرهادی
مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان
طراح گریم: مهرداد میرکیانی
صدابردار: حسن زاهدی
مدیر تولید: محمدصادق آذین
عکاس: سیاوش نقشبندی
شروع فیلمبرداری: 7 اردیبهشت 1387

......................................................

خلاصه داستان: روایت زندگی چند خانواده که برای گذراندن تعطیلاتی سه روزه به شمال کشور سفر کرده اند.

......................................................

یادداشت: - "درباره الی" پس از فیلم های "رقص در غبار" (1381)، "شهر زیبا" (1382) و "چهارشنبه سوری" (1384) چهارمین ساخته سینمایی اصغر فرهادی است. فرهادی دو فیلمنامه مشترک را نیز در کارنامه دارد: "ارتفاع پست" (ابراهیم حاتمی کیا، 1380) و "کنعان" (مانی حقیقی، 1386). در ضمن فیلمنامه "دایره زنگی" نیز نوشته اوست.
- در فیلم "درباره الی" برای اولین بار مانی حقیقی و پیمان معادی (نویسنده فیلمنامه های آواز قو، عطش و ...) به عنوان بازیگر ایفای نقش می کنند.
- ترانه علیدوستی پس از فیلم های "شهر زیبا" و "چهارشنبه سوری" سومین همکاری اش با اصغر فرهادی را تجربه میکند.
- اولین تجربه همکاری ترانه علیدوستی و گلشیفته فراهانی به عنوان دو چهره برتر دهه هشتاد سینمای ایران.


نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

خبرگزاری فارس: پیام فضلی‌نژاد، پژوهشگر مؤسسه کیهان با انتقاد شدید از حضور فیلم «درباره الی» در جشنواره فیلم فجر گفت: «درباره الی» نباید اکران عمومی شود.
پیام فضلی‌نژاد در گفت‌و گو با خبرنگار باشگاه خبری فارس «توانا»، گفت: علی رغم اینکه نهادهای قانونی به تهیه‌کنندگان فیلم «درباره الی» هشدار داده بودند که از این بازیگر در ساخت فیلم استفاده نکنند، کارگردان فیلم از وی استفاده کرد و به این هشدارهای قانونی که پیش از ساخت فیلم داده شده بود، اعتنا نکرد.


وی ادامه داد: بازیگر زن فیلم «درباره الی» سال 1386 در فیلمی هالیوودی به نام «مجموعه دروغ‌ها» بازی کرد که آن فیلم براساس برنامه تبلیغاتی سازمان جاسوسی سیا (CIA) ساخته شد.

در بهار 1386، سازمان اطلاعات مرکزی امریکا یکی از افسران پیشکسوت خود را به نام «پل باری» به عنوان رابط CIA در هالیوود معرفی کرد. پس از آن، «مایکل هایدن» که ریاست امور هالیوود در CIA از هالیوود می‌خواهیم تا با تعریف کارکنان CIA به عنوان افراد بسیار ماهر، کارآمد و با شهامت به این سازمان در رسیدن به اهدافش هر چه بیشتر کمک کند.
وی افزود: گزارش این نشست را خبرگزاری «یونایتد پرس اینترنشنال» در 20 خرداد 1386 منتشر کرد. در مصوبه این نشست اعلام شد که فیلم‌هایی با مضامین تبلیغاتی برای مطلوب جلوه دادن عملیات جهانی سیا در مبارزه با تروریسم باید ساخته شود و CIA نظارت بر فیلم‌نامه‌های این آثار را برعهده می‌گیرد.
فضلی‌نژاد اظهار داشت: همزمان با این نشست مشترک هالیوود و CIA ساخت فیلم مجموعه دروغ‌ها نیز که به زندگی و مأموریت یک مأمور سیا در خاورمیانه برای کشف شبکه‌های تروریستی می‌پردازد، کلید خورد و یک بازیگر زن ایرانی جهت ایفای نقش جاسوسه فاسد این فیلم برگزیده شد.
او اضافه کرد: بنابراین مسئله نخست این است که بازیگر فیلم «درباره الی» نه در یک فیلم‌ هالیوودی بلکه در اثری امریکایی که خط مشی تبلیغاتی سازمان جاسوسی سیا را پی می‌گیرد حضور یافته است و این فعل یک عمل مجرمانه و ضد ایرانی است. از حیث قضایی، دادستانی عمومی و انقلاب تهران به سبب اینکه یک تبعه ایران در پروژه‌ای علیه منافع ملی کشورش مشارکت داشته می‌تواند این بازیگر زن را به عنوان متهم تحت پیگرد قضایی قرار دهد. البته اینکه در تحقیقات امنیتی مشخص شود که وی جاهل بوده مسئله دیگری است اما قطعاً فعل مجرمانه‌ای اتفاق افتاده که مشمول مجازات کیفری می‌گردد. حداقل مجازات چنین بازیگرانی برای حضور در پروژه‌های سینمای هالیوود باید محرومیت آنان از هر گونه فعالیت در سینمای ایران باشد.
نویسنده کتاب شوالیه‌های ناتوی فرهنگی در مصاحبه با خبرنگار سینمایی ما افزود: این بازیگر زن، روز 16 مهر 87 در گفت‌وگویی با روزنامه نیویورک دیلی نیوز صراحتاً اقرار می‌کند که قوانین اسلامی را زیر پا گذاشته است و می‌گوید به این دلیل نگران بازگشت به ایران است وقتی به این دلیل نگران بازگشت به ایران است وقتی این بازیگر می‌گوید می‌داند که قانون اسلام را زیر پا گذاشته تکلیف مسئولان سینمای ایران با وی روشن است. البته ما جزئیات پشت پرده چگونگی حضور وی در هالیوود و رابطانی که او را به رادلی اسکات معرفی کرده‌اند می‌دانیم و برنامه‌های بعدی این پروژه را که در راستای ناتوی فرهنگی است، افشا خواهیم کرد.
وی اظهار داشت: بعد دیگر این پروژه ریشه در برنامه‌های وزارت‌خارجه ایالات متحده دارد. سه سال پیش جورج بوش رئیس‌جمهوری وقت امریکا درخواستی را از دستیار ویژه وزیر خارجه در امور فرهنگی دریافت کرد که نام آن مبادلات مردم به مردم بود معاون رایس در آن درخواست، طرحی را با عنوان ارتباطات استراتژیک فرهنگی ارائه داد و از آنان به عنوان تعاملات کم هزینه یاد کرد. مضمون اصلی درخواست از رئیس‌جمهور امریکا این بود که اجازه دهد وزارت‌خارجه با همکاری سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) برنامه‌های فرهنگی مشترکی را در امریکا با حضور هنرمندان ایرانی برگزار کند.
فضلی‌نژاد ادامه داد: اما نقطه حساس طرح BCA جایی بود که هم دفتر فرهنگی مبادلات ایرانی امریکایی در وزارت خارجه ایالات متحده تأسیس شد و هم نماینده سازمان سیا در هالیوود تغییر کرد. بر اساس این تغییرات، رویکرد ایالات متحده به بازیگران ایرانی نیز رویکرد جدیدی شد و ابتدا یک بازیگر زن ایرانی برای بازی در فیلم مجموعه دروغ‌ها ساخته رادلی اسکات برگزیده شد.
وی گفت: همزمان با ساخت این فیلم‌ هالیوودی بر اساس دستورالعمل مبادلات مردم به مردم و مصوبه نشست مشترک هالیوود با CIA وزارت خارجه امریکا نیز جزوه‌ای را منتشر کرد با مضمون اندیشه نماینده بودن این جزوه به کارکرد هنرمندان می‌پرداخت و این که چگونه در برنامه دیپلماسی عمومی و فرهنگی اصلاً نمی‌گذراند طرف فوق ستاره شود. ارتباطات استراتژیک فرهنگی می‌توان از هنرمندان بیگانه به عنوان ابزار انتقال ارزش‌های سکولار امریکایی بهره گرفت و مسئله اصلی بحث ما نیز اینجاست. برخلاف کسانی که موضوع حضور یک بازیگران سینمای ایران در جهان است، مسئله یک بحث امنیتی و نیز موضوعی هویتی است. برنامه مبادلات مردم به مردم راهبردی است که وزارت خارجه امریکا آن را جزیی از حیات راهبرد امنیتی امریما در جهان خوانده است. در کتاب اقدامات جهانی: ایجاد یک پل ارتباطی تمام مصادیق آن اعم از سینکما، موسیقی، هنرهای تجسمی و حتی ژانرهای مطلوب برای آن معرفی شده است. وزارت خارجه امریکا رسماً اعلام کرده که برای هنرمندان ایرانی در محصولات امریکایی موقعیت حضور و فعالیت ایجاد می‌کند تا براساس یک چشم‌انداز امنیتی بتواند از آنان به عنوان سفیران ارزش‌های سکولار ایالات متحده بهره گیرد.
پژوهشگر مؤسسه کیهان گفت: آنانی که چشم و گوش خود را بسته‌اند و خوش‌خیالانه می‌گویند نباید به خاطر یک دختر بچه‌ای که فقط 6 سکانس در یک فیلم هالیوودی بازی کرده سر و صدا راه بیاندازیم آنان هم بهتر است بروند کتابچه رسمی سیاست‌های مبادلات مردم به مردم را که به امضای رئیس‌جمهور امریکا رسیده بخوانند و هم بدانند که مسئله اصلی ما مسئله فروپاشی ایدئولوژیک و مخدوش شدن ساختارهای ارزشی و هنجارهای جامعه ایران است.
فضلی‌نژاد اظهار داشت: فروپاشی ایدئولوژیک مقدمه سقوط فیزیکال یک نظام است. ایالات متحده این سیاست را به مثابه دینامیزم اصلی پروژه براندازی نرم تعریف کرده و از آن به عنوان دیپلماسی عمومی در عرصه هنر یاد می‌کنند.
این عضو انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران در ادامه گفت: سخن ما این است که وقتی یک بازیگر زن توانمندی هنری خود را در خدمت سیاست ایالات متحده برای فروپاشی ارزش‌های جامعه خودش قرار می‌دهد چرای باید فعالیت او در سینمای ایران را برتابید؟ همه این تحلیل‌های مستند به کنار آیا این بازیگر از ارزش‌های اخلاقی و هویتی خود عدول نکرده است؟ آیا نقشی که در فیلم‌ پذیرفته دقیقاً توجیه سیاست‌های به اصطلاح ضدتروریستی امریکا علیه مسلمانان در خاورمیانه نبوده؟
وی افزود: بنابراین در دو سطح به این موضوع باید نگریست اول عدول از ارزش‌های اخلاقی و عرف جامعه ایران دوم حضور در پروژه امریکایی فروپاشی ایدئولوژیک که ایالات متحده علیه ایرانیان دنبال می‌کند.
فضلی‌نژاد با اشاره به پایمردی ستایش برانگیز وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در هر دو ماجرای حضور بازیگر زن ایرانی در هالیوود و نیز نمایش فیلم درباره الی گفت: آقای صفار هرندی به عنوان مدیری که اصول مدیریت استراتژیک را می‌داند با اشراف پیرامون تبعات حضور این فیلم در جشنواره فیلم فجر گفتند که اگر کسی قانون را زیر پا بگذارد، خود را زیر پا گذاشته است هنگام انتشار خبر حضور این بازیگر در فیلمی هالیوودی نیز آقای وزیر موضعی عالمانه گرفت و هزینه بسیاری را پرداخت از حیثیت خود مایه گذاشتند تا سینمای ایران تسلیم دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده نشود و نتواند آثار و تبعاتش را بر سینمای ایران تحمیل نماید. در رخداد حضور فیلم درباره الی جوانمردانه ایستاد تا این فیلم به جشنواره راه نیابد. رئیس‌جمهور اصولگرا هم هیچ دستوری مبنی بر حضور این فیلم در جشنواره صادر نکرد بلکه فقط خواستار بررسی موضوع شد هشدارهای قانونی قبل از ساخت این فیلم از سوی نهادهای قانونی به تهیه‌کننده درباره الی برای عدم استفاده از این بازیگر در فیلم داده شده بود. اما معلوم نیست که معاونت سینمایی وزارت ارشاد بر اثر کدامین فشارها تسلیم شد.
عضو دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان ادامه داد: ظاهراً پس از اینکه اعلام کردند این فیلم روز 19 بهمن در جشنواره برلین به نمایش درمی‌آید معاون سینمایی تصمیم گرفت تا این فیلم اجازه نمایش در جشنواره را بیابد یعنی تسلیم دور زدن قانون توسط تهیه‌کننده فیلم شد تا از جشنواره برلین مبادا که عقب بیفتند. البته دیدیم که عوامل فیلم در یک دهن کجی آشکار در جشنواره فیلم فجر حضور پیدا نکردند و جشنواره برلین را به جشنواره فجر ترجیح دادند. البته اینها به معنای اکران عمومی فیلم درباره الی نیست و همه ما در برابر نمایش آن خواهیم ایستاد.
فضلی‌نژاد در پایان گفت: صورت مسئله روشن است. زن بازیگری به هویت ملی و دینی خود پشت کرده و عالمانه ابزار پروژه‌ای امریکایی شده است فعل فبیح و غیرقانونی او سبب اضرار به غیر (یعنی کارگردان فیلم) شده است. معلوم است که آن بازیگر در اینجا هم مسئولیت مدنی برای جبران خسارت به هیه‌کنندگان آن فیلم را دارد و هم مسئولیت کیفری دارد چرا در ارتکاب این فعل قبیح نظام باید هزینه بدهد؟ آن بازیگر باید مسئولیت رفتار غیرقانونی‌اش را بپذیرد و خسارات ناشی از آن را جبران کند. چرا معاونت سینمایی هزینه‌ای را که وزیر ارشاد به سبب پایمردی بر سر این مسئله پرداخت زیر پا می‌گذارد و اجازه نمایش این فیسلم را در جشنواره فجر که تابلوی ارزش‌های انقلابی ایرانیان است می‌دهد؟ مگر نه اینکه فعل قبیح آن بازیگر هویت ملی مجموعه بازیگران سینمای ایران را مخدوش کرد و با اصول و ارزش‌های سینمای انقلاب اسلامی در تعارض محض است؟ اگر چنین است که هست چه اتفاقی افتاده که آقایان به سبب یک فیلم حاضر می‌شوند به آن ارزش‌های فاخر پشت کند و عملاً در برابر یک پروژه امریکایی که صبغه براندازی نرم دارد کوتاه بیایند؟


نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

گفت‌وگوي اختصاصي فارس درباره رابطه «هداگابلر» با ليست سفيد CIA و سفارت فرانسه؛
فضلي‌نژاد: جديدترين پروژه هنري سرويس‌هاي جاسوسي ليبرال سوخت

خبرگزاري فارس: پيام فضلي‌نژاد گفت: رهبران عمليات امنيتي ‍CIA با پيروي از "اصل شيلر " در تئاتر با عنوان "موسسه اخلاقي "، فهرستي از "درس‌هاي اخلاقي مطلوب " ايدئولوژي ليبراليسم را تهيه‌كردند كه به "ليست سفيد " موسوم شد و آثار "هنريك ايبسن " خالق اثر "هدا گابلر " ذيل عنوان "آموزه‌هاي آزادي و دموكراسي " در صدر ليست قرار گرفت.


عضو مركز پژوهش‌هاي موسسه كيهان در گفت‌وگويي تفصيلي با فارس درباره "رابطه نمايش هدا گابلر با ليست سفيد CIA و سفارت فرانسه " ادامه داد: وقتي پشت‌صحنه تئاتر "هدا گابلر " فاش شد، كارگزاران جنگ نرم با دستپاچگي و غافلگيري بي‌سابقه‌اي مواجه گشتند. براي نمونه، مقاله مفصل "فرج سركوهي " كه ديشب در BBC مبني بر حمايت از نمايش "هدا گابلر " در تئاتر شهر تهران منتشر شد، با حمله شديداللحني به افشاگري رسانه‌هاي اصول‌گرا ‌مانند "كيهان " و "فارس " به سبب افشاي پشت‌پرده اهداف استراتژيك اجراي اين‏گونه تئاترها همراه است. در كنار آن گزارش‌هاي‌ ديروز روزنامه ‌ "لس‎آنجلس تايمز "، "راديو رژيم صهيونيستي " و تلويزيون "صداي آمريكا "(VOA) همگي نمايانگر عصبانيت سرويس‌هاي جاسوسي ليبرال سرمايه‌داري دارد، چرا كه يكي از جديدترين و مهمترين پروژه‌هاي نفوذ فرهنگي غرب براي استمرار روند "كودتاي ايدئولوژيك " در ايران سوخت.
وي افزود: سوختن اين پروژه اطلاعاتي پيچيده كه از شهريور 1388 نشانه‌هايش آشكار گشت، محصول هم‌گرايي و هم‎افزايي رسانه‌هاي اصول‌گرا در يك هفته گذشته است كه هم ناشي از نگاه پژوهشي و دغدغه عميق اين رسانه‌ها به يك رويداد هنري است و نيز بار ديگر ظرفيت آنان را براي پاسداري از آرمان‌هاي انقلاب نمايان كرد.
فضلي‌نژاد در پاسخ به اين سؤال كه: "پشت‌پرده پروژه توليد و اجراي نمايشنامه‌هايي مانند هدا گابلر در ايران چيست؟ "، گفت: تاريخ جنگ نرم در كشورهاي اروپاي شرقي و مركزي مانند چكسلواكي، لهستان، مجارستان و روماني يا در منطقه آمريكاي لاتين نشان مي‌دهد كه هرگاه فرآيند "كودتاي مخملي " در فاز امنيتي براندازي به بن‌بست رسيده است، يك گردش استراتژيك از حوزه "سياست " به عرصه "هنر و ادبيات " رخ داده است و براساس يكي از گزارش‌هايCIA، "بهره‌برداري به ظاهر غيرسياسي از روشنفكران و متفكران با تمركز روي تئاتر، ادبيات، هنرهاي بصري و روانشناسي " در اولويت قرار گرفت. اين گردش استراتژيك پس از شكست كودتاي سبز و فتنه مخملي در ايران نيز از شهريور 1388 رخ داد.
پژوهشگر مؤسسه كيهان اظهار داشت: اينكه چگونه از راه هنر و ادبيات به احياي روند كودتاي مخملي مي‌پردازند، دست‎كم به 3 نمونه خارجي در اروپاي شرقي مي‌توان اشاره كرد. پس از اولين شكست كودتاي مخملي چكسلواكي موسوم به "بهار پراگ " در سال 1968 شاهد اوج‌گيري فعاليت هنرمنداني مانند "ميلان كوندرا " هستيم كه مشهور به "نماد روشنفكران بهار پراگ " است و در 5 سال گذشته انتشار اسناد جاسوسي وي براي CIA يا حتي نشر سندي دال بر جاسوسي دوجانبه وي، جنجال‌هاي مطبوعاتي زيادي را در غرب برانگيخته است. آنان به ظاهر از فعاليت سياسي دست كشيدند، اما در واقع به حاشيه امن هنر خزيدند تا خط‎مشي مطلوب هنر سرمايه‌داري را در آثار هنري خود دنبال ‌كردند و سياست "كودتاي ايدئولوژيك " را براي تغيير ذائقه و ذهن شهروندان پيش بردند.
فضلي‌نژاد با اشاره به "تاريخ معاصر كودتاهاي مخملي در اروپاي شرقي " افزود: در نيمه دهه 1980.م وقتي در چكسلواكي پروژه "بنياد اعانه ملي براي دموكراسي "(NED) براي براندازي از راه شورش‌هاي كارگري و جنگ‌هاي شهري با ركود چشمگير مواجه شد، كسي مانند "واسلاو هاول " كه واضع لفظ "انقلاب مخملي " و از قضا نمايشنامه‌نويس است، آن زمان از "توليد ادبيات و هنر جديد " براي مبارزه با حاكميت‌هاي ضدليبرالي سخن گفت و آنچه به عنوان "ادبيات و تئاتر معترض " پديد آمد، ماحصل اين سياست بود؛ گرچه آنچه به "هنر معترض " معروف است، الزاماً صبغه سياسي ندارد و در لهستان شاهد گسترش جلوه‌هايي از "رمانتيسم ادبي " براي نهادينه ساختن فرهنگ سرمايه‌داري هستيم كه به "جنبش رمانتيسم " با شعارهاي فريبنده‌اي چون " فرياد خشم و اعتراض ضد بندگي انسان " هستيم. جالب است كه رمانتيست‌ها، اغلب ضدسرمايه‌داري بودند، اما اين جنبش به خدمت رژيم‌هاي سرمايه‌داري درآمد.
برنده تنديس ويژه جنگ نرم از جشنواره مطبوعات اظهار داشت: پروژه گردش استراتژيك از حوزه سياست به عرصه فرهنگ براي ادامه روند پنهان جنگ نرم در ايران كه برگرفته از همان مدل كلاسيك در كشورهاي اروپاي شرقي است، از شهريور 1388 و همزمان با روزهاي افول فتنه سبز براي براندازي جمهوري اسلامي كليد خورد كه مافياي هنري "سفارت فرانسه " نيز به عنوان يكي از بازوهاي اجرايي موثر آن در ايران به ايفاي نقش پرداخت.
فضلي‌نژاد افزود: اين‌بار نيز مانند نمونه چكسلواكي و لهستان و روماني استراتژي سرويس‌هاي جاسوسي ليبرال سرمايه‎داري آن بود كه "نيروي سازماني براندازي نرم " به يك "كوچ موقت " از حوزه "سياست " به عرصه "فرهنگ و هنر " روي آوردند و حتي عده‌اي از كارگزاران جنگ نرم با اين ادعا كه سيل ترجمه آثار ادبيات و اجراي نمايشنامه‌‌هاي ليبراليستي سبب استقرار دموكراسي ليبرال و پايان مبارزات چپ‌گرايانه در آمريكاي لاتين شده است، مي‌خواستند با پيروي از همان الگو در ايران نيز پروژه دموكراتيزاسيون را پيش ببرند.
وي با اشاره به نقطه شروع گردش استراتژيك سازمانهاي اطلاعاتي غرب به حوزه فرهنگ ادامه داد: اهداي جايزه نوبل ادبيات سال 2009 به "هرتا مولر " كه مراسم برگزاري آن در شهريور 1388 و در اوج حوادث فتنه سبز پس از شكست "كودتاي سبز ايران " برگزار شد، نشانه‌اي بر اوج‌گيري اين سياست CIA در ايران بود. نوبل ادبيات سال 2009 به "هرتا مولر " تعلق گرفت كه هم از داستان‌نويسان شناخته شده سازمان سيا است و يك بار به سبب همين اتهام از روماني فرار كرد و هم در 30 سال گذشته همه آثار ادبي‌اش را براي تئوريزه ساختن كودتاهاي مخملي نوشته است. جايزه نوبل ادبي اولاً همزمان با بيستمين سالگرد فروپاشي ديوار برلين به عنوان نماد پيروزي "انقلاب‌‌هاي مخملي اروپاي شرقي " و ثانياً در همان روزي كه "روز مبارزه با فاشيسم " نام دارد و ثالثاً دقيقاً در زمان وقوع فتنه سبز در ايران به "هرتا مولر " رسيد و وي در نخستين اظهارنظرش دقيقاً همان حرفهاي "واسلاو هاول " در دهه 1980 را مبني بر توليد "هنر و ادبيات معترض " اما اين‌بار با تمركز روي موضوع ايران تكرار مي‌كند.
فضلي‌نژاد در پاسخ به اين سؤال كه: "رابطه اهداي نوبل ادبيات 2009 با تحول استراتژي براندازي غرب در ايران چيست؟ "، اظهار داشت: هرتا مولر پس از بردن جايزه نوبل در نخستين گفت‎وگوي تلفني با "بنياد نوبل " مي‌گويد: به مبارزان ايراني كه در جدال با جمهوري اسلامي هستند، فكر مي‌كنم! مثلاً انگار فكر كردن "شخص " ايشان خيلي مهم است! يا 6 روز پس از گرفتن نوبل و در "نمايشگاه كتاب فرانكفورت " تكرار مي‌كند: "فكر كنيد به ايران، جايي كه جنايتكاراني كه بايد خودشان محاكمه شوند، ديگران را به دادگاه مي‌كشند، زنداني مي‌كنند و حتي به قتل مي‌رسانند ". وي سپس از توليد يك "ادبيات و هنر جديد " سخن مي‌گويد و در توضيحش مي‌افزايد: "ادبياتي براي مبارزه با رژيم‌هاي مخالف با ليبراليسم و آزادي‌خواهي ". نويسنده كتاب "شواليه‌هاي ناتوي فرهنگي " افزود: "هرتا مولر " از هنگام دريافت جايزه نوبل ادبيات، كاملاً روي "مسئله ايران " متمركز شد و به نظر او، بايد "آتش انقلاب‌هاي مخملي براي رسيدن به آزادي ليبرالي شعله‌ور بمانند، اما اين‌بار از راه هنر و ادبيات ". اين سياستي است كه مولر معتقد است كه بايد درباره مسلمانان و و جوامع اسلامي پيگيري شود. او درباره توليد اين "ادبيات و هنر جديد " مي‌گويد كه: "نبايد از يادآوري سركوب و خفقان در رژيم‌هاي استبدادي (توتاليتر) مثل ايران دست برداشت، چون اين مضامين توسط بنيادگرايان مذهبي بازتوليد شده‌اند و هنوز سايه ديكتاتورها بر سر ايرانيان سنگيني مي‌كند ". در "بيانيه بنياد نوبل " با موضوع شرح دلايل انتخاب مولر نيز مي‌خوانيم كه او "به‎خاطر تصوير چشم‌اندازي از زندگي ستم‌ديدگان تحت يك نظام ديكتاتوري و محروماني كه زندگي‌شان مصادره شده، از راه صراحت نثر و ايجاز شعر " مفتخر به دريافت اين جايزه شده است. حتي مفسر "خبرگزاري آسوشيتدپرس " در همان روز مي‌گويد: از "جنگ آزادي‌خواهانه آمريكا براي نابودي ديكتاتوري‌ها خصوصاً در اروپاي شرقي ستايش گردد. "
پژوهشگر موسسه كيهان گفت: بنياد نوبل رسماً از رمان‌هاي مولر كه براي جنگ نرم فرهنگي با حكومتهاي اروپاي شرقي نوشته شده، تجليل كرد و خصوصاً كتاب "سرزمين آلوهاي نارس " كه سال 1386 در ايران با عنوان "سرزمين گوجه‌هاي سبز " ترجمه شد، دقيقاً از نمونه‌ آثار ادبي توليدشده براساس استراتژي كودتاي مخملي است كه به نقش دانشجويان در براندازي نرم مي‌پردازد، اما آنچه در اين پروژه جديد سرويس‌هاي جاسوسي ليبرال اصالت دارد، تنها توليد آثار فرهنگي و هنري براي آموزش استراتژي و تاكتيك كودتاي مخملي نيست، بلكه از ابتداي دهه 1940 سرويس اطلاعات نظامي آمريكا (OSS) ليستي را شامل نام نويسندگان و كتاب‌هاي مطلوب نظام‌هاي سرمايه‌داري منتشر كرد. البته ممكن است اثري از يك نويسنده در "ليست سفيد " سرويس جاسوسي آمريكا و اثري ديگر از همان نويسنده در "ليست سياه " باشد.
فضلي‌نژاد اظهار داشت: پس از انحلال سرويس OSS و تاسيس CIA نيز يك عمليات هنري با عنوان "طرح عظيم تئاتر " توسط سرويس عمليات سري سيا براي توليد و اجراي نمايش‌نامه‌هاي مطلوب نظام ليبرال سرمايه‌داري به تصويب رسيد كه سند آن با شناسه امنيتي PSB شناخته مي‌شود. رهبران اين عمليات امنيتي با پيروي از اصل شيلر در تئاتر با عنوان "موسسه اخلاقي "، يعني جايي كه انسان مي‌تواند تمام اصول بنيادين زندگي را در آن ببيند، فهرستي از درس‌هاي اخلاقي مطلوب ليبراليسم تهيه‌ كردند كه به "ليست سفيد " موسوم شد و آثار "هنريك ايبسن " خالق اثر "هدا گابلر " در صدر ليست بود.
وي گفت: ايالات متحده از آن زمان اشاعه اين نوع هنر را توسط سفارتخانه‌هاي خود در كشورهاي ضدليبرال و ضدآمريكايي دنبال مي‌كرد و اكنون كه با گردش استراتژيك در جنگ نرم مواجه هستيم، مي‌بينيم كه توليد و اجراي نمايش‎نامه‌هاي همان "ليست سفيد " در دستور كار قرار مي‌گيرد، آن هم توسط كارگرداني كه با مديران "خانه آزادي آمريكا " كه به اقرار رسانه‌هاي ايالات متحده از بازوهاي اجرايي سازمان اطلاعات مركزي آن كشور است، ارتباط نزديكي دارد. وجود اين قرائن در كنار يكديگر اتفاقي نيست، بلكه قطعاتي از يك پازل اطلاعاتي و دلالت‌هاي دقيقي براي اثبات پروژه جنگ نرم فرهنگي- هنري به شمار مي‌رود.
اين تحليلگر مسائل جنگ نرم ادامه داد: در پشت صحنه پيچيده‌ترين پروژه‌هاي فرهنگي غرب در ايران، همواره مافياي هنري سفارت فرانسه حضوري فعال داشته است و چندي پيش در جلسه "كميسيون آينده‌نگري تحولات علمي و فرهنگي " در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به اين بحث اشاراتي داشتم كه پژوهش پيرامون اين موضوع با استقبال جناب آقاي دكتر مخبر دزفولي، دبير شورا، قرار گرفت. جالب است كه مي‌توان گفت همين مافياي هنري در سال 1377 كارگردان ايراني‌تبار تئاتر "هدا گابلر " را شكار كرد و هنگامي كه وحيد رهباني نمايش "در انتظار گودو " اثر "بكت " را با حمايت دولت اصلاحات به روي صحنه برد، سفير وقت فرانسه در ايران شخصاً از او و اعضاي گروهش براي اجراي آن در جشنواره "نانتز " دعوت كرد و از آن هنگام ارتباطات اين كارگردان با گروهك‌هاي اپوزيسيون در اروپا گسترش يافت تا سرانجام با يكي از مقامات "خانه آزادي آمريكا " پيوند خورد كه اين مقام اطلاعاتي، واسطه ارتباط هنرمندان با سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) است و حالا مي‌بينيم همين كارگردان ايراني‌تبار مقيم كانادا اثري از يك نويسنده مقبول سيستم اطلاعاتي ليبرال سرمايه‌داري را روي صحنه تئاتر شهر تهران مي‌برد.
فضلي‌نژاد پيرامون شيوه برخورد با چنين رويدادهايي عنوان كرد: اولاً سابقه اين كارگردان روز 25 دي 1389 در مقاله‎اي در روزنامه كيهان به تفصيل آمده است. سؤال نخست اين است چگونه كسي كه در خارج از ايران، آثار يك ضدانقلاب فراري مانند "غلامحسين ساعدي " را روي صحنه برده و در جريان فتنه پس از انتخابات هم‌پيمان با مبتذل‌ترين طيف اپوزيسيون مثل محسن مخملباف و اسماعيل خويي، عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي بيانيه صادر كرده، اصلاً چرا مجوز كار گرفته است؟! و چرا پس از ورود به ايران به سبب اقدامات ضدايراني‌اش مورد پيگرد قضايي قرار نگرفته است؟!
نويسنده روزنامه "كيهان " گفت: سؤال دوم اين است كه چه‎كسي مجوز اجراي اين تئاتر را صادر كرده است؟! طبعاً مستفاد از نص صريح قانون مجازات اسلامي نه‎تنها عوامل تهيه و اجراي تئاتر هدا گابلر داراي مسئوليت كيفري هستند، بلكه مسئولاني كه اقدام به صدور مجوز براي آن نمودند نيز بايد مشمول پيگرد كيفري باشند كه حتماً دادستان محترم عمومي و انقلاب تهران كه با اقدامي به‎موقع و شايسته تقدير دستور توقيف اين نمايش را صادر كردند، به اين امور توجه ويژه دارند.
دارنده تنديس ويژه جنگ نرم جشنواره مطبوعات اظهار داشت: سؤال سوم، تكرار مداوم اين پديده‌ها در دولتي است كه اصول‌گراست و در مشي انقلابي رياست محترم جمهور ترديد نمي‌كنيم و همين‎طور در اعتقادات ديني وزير محترم ارشاد كه البته حمايت نابه‌جا و احتمالاً از سر عدم اطلاع ايشان از اين تئاتر، تذكر شديد نمايندگان اصولگراي مجلس محترم را در پي داشته است. چندين رويداد فرهنگي از اين دست، در حوزه هنرهاي تجسمي، گالري‌هاي هنري، سينما و . . . رخ داده كه اعطاي نشان هنري به "بهروز غريب‌پور " يكي از آنان بود. در رايزني‌هاي مفصلي كه ديروز با برخي نمايندگان مجلس داشتيم، حتي احتمال استيضاح ايشان را مطرح كردند، چون برخي سياست‌هاي فرهنگي دولت كار را به جايي رسانده كه اكنون "فرج سركوهي " كه يك جاسوس فراري است، در "بي.بي.سي. " از آن ابراز خوشحالي مي‌كند، يا "علي‎رضا نوري‌زاده " در مصاحبه با راديو زمانه آن را مخالف سنت‌هاي ديني و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي مي‌داند. اين خط‎مشي فرهنگي سبب مي‌شود خدمات فراوان دولت اصول‌گرا و رييس‌جمهور انقلابي آن تحت‌الشعاع جدي قرار گيرد و نمي‌توان به بهانه شرايط ويژه به نقد رويكردهاي ليبراليستي نپرداخت، خصوصاً كه هرهفته با موضوعي در اين حوزه‌ها روياروي هستيم.

فضلي‌نژاد گفت: اگر سياستي از جانب "كميسيون فرهنگي دولت " به وزير محترم فرهنگ و ارشاد تحميل مي‌شود، ايشان به مجلس كه از طرف مردم و ما شهروندان وظيفه نظارتي دارد، توضيح دهند و مجلس هم طرح تحقيق و تفحص از "كميسيون فرهنگي دولت " را پيگيري كند تا بدانيم چه مي‌شود كه ناگهان همزمان با درخواست كاترين اشتون (رييس سياست خارجي اتحاديه اروپا) براي آزادي "جعفر پناهي "، رييس كميسيون فرهنگي دولت نيز قول مساعد براي آزادي وي را مي‌دهد! چگونه است كه با شعار آزادي، برخي تصميمات و اقدامات اين كميسيون در پازل بازي اطلاعاتي غرب از آب درمي‌آيد؟! چه‏كسي است كه نداند دولت محترم واقعاً دغدغه خدمت‌رساني به مردم را دارد، اما حوادث فرهنگي ذهن جامعه مسلمان ايران را چنان مي‌آزارد كه تكليفي به سكوت و اغماض ديده نمي‌شود.


نوشته شده توسط   | لینک ثابت |


قرمز "باید آتش انقلاب‌های مخملی برای رسیدن به آزادی لیبرالی شعله‌ور بمانند، اما این‌بار از راه هنر و ادبیات".
 
فلش 3این جمله ای است که «هرتا مولر» برنده جایزه نوبل و نویسنده رمانهای مربوط  به تئوریزه ساختن کودتاهای مخملی،در اوج فتنه های سال گذشته ایران ، هنگام دریافت جایزه نوبل بر زبان آورد.پیام فضلی نژاد،پژوهشگر موسسه کیهان،در همین راستا در یک سخنرانی خود به این موضوع اشاره کرده و می گوید پس از آنکه ادبیات آشکار در براندازی نرم (که در ایران توسط بازیچه هایی چون موسوی و خاتمی به کاربرده می شود) در عرصه اجتماع به حاشیه رانده می شود،سرویسهای جاسوسی لیبرال سرمایه داری، در ادامه مدل احیای کودتاهای مخملی شکست خورده در اروپای شرقی (چکسلواکی و ..) به تولید «هنر و ادبیات معترض» شیفت می دهند تا بتوانند در این حاشیه امن با چینش پازل های جنگ نرم فرهنگی و هنری به سعی در جهت تغییر ذائقه ها و مهندسی افکار عمومی کشور هدف بپردازند. وی درباره "کوچ موقت" نیروی سازمانی برانداز ،  از عرصه «سیاست» به عرصه« فرهنگ و هنر» به یکی از رمان های هرتا مولر با نام  "سرزمین آلوهای نارس " که به نقش دانشجویان در براندازی نرم  می پردازد اشاره کرده و می گوید که این رمان در سال 1386 در ایران با عنوان "سرزمین گوجه‌های سبز " ترجمه شده و ابطحی در اولین روزهای پس از آزادی،به تبلیغ آن در صفحات اینترنتی خود اقدام می کند.فیلم و صوت کامل این سخنرانی وی در اختیار کاربران فتیان قرار می گیرد.
 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |