عکس هایی از حضور عوامل درباره الی... در فستیوال ابوظبی










کارگردان: اصغر فرهادي
..................................................
خلاصه داستان: چند خانواده جوان برای تفریح به شمال می روند. "الی" (ترانه علیدوستی) مربی مهد کودک فرزند "سپیده" (گلشیفته فراهانی) هم با این جمع همراه می شود. قرار است "الی" با "احمد" (شهاب حسینی) که از آلمان برگشته و به تازگی از همسرش جدا شده آشنا شود.
این جمع پس از جستجو سرانجام ویلایی کنار دریا اجاره می کنند ... احمد از الی خوشش می آید. روز بعد "الی" در کمال ناباوری ناپدید می شود و ...


به گزارش باشگاه خبرنگاران، هفته گذشته شصت و یکمین دوره جشنواره فیلم برلین برگزار شد و طی آن داوران این جشنواره خرس طلایی را به اصغر فرهادی اهدا کردند.
مراسم اختتامیه این دوره جشنواره برلین در کاخ جشنواره برگزار شد و هیئت داوران بخش مسابقه بینالملل به ریاست ایزابلا روسلینی بازیگر ایتالیایی جایزه خرس طلای بهترین فیلم جشنواره را به فیلم اصغر فرهادی اعطاء کرد.
گفتنی است ایزابلا روسلینی (Isabella Rossellini) هنرپیشه، فیلمساز مدل
ایتالیایی است و به مدت ۱۴ سال بعنوان مدل شرکت لانکوم مورد توجه بوده است.
فرهادی هنگام قرار گرفتن بر روی سن در حالي كه اين خانم مدل، با اطلاع از
آيين و ارزشهاي مسلمانان ابتدا قصد نداشت با فرهادي دست دهد و به همين
خاطر قصد داشت مانند هندی ها اداي احترام كند و دستش را به سوي اين
كارگردان ايراني دراز نكرد اما وقتي با علاقه فرهادي براي دست دادن مواجه
شد ...
براي ديدن فيلم اين صحنه بر روي عكس زير كليك كنيد.
------------------------------------
http://www.yjc.ir/portal/ShowVideo.aspx?VideoID=150
------------------------------------
http://iusnews.ir/?pageid=124174
هفته گذشته شصت و یکمین دوره جشنواره فیلم برلین برگزار شد و طی آن داوران این جشنواره خرس طلایی را به اصغر فرهادی اهدا کردند.
به
گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، مراسم اختتامیه این دوره جشنواره برلین در
کاخ جشنواره برگزار شد و هیئت داوران بخش مسابقه بینالملل به ریاست
ایزابلا روسلینی بازیگر ایتالیایی جایزه خرس طلای بهترین فیلم جشنواره را
به فیلم اصغر فرهادی اعطاء کرد.
گفتنی
است ایزابلا روسلینی (Isabella Rossellini) هنرپیشه، فیلمساز، نویسنده،
مدل ایتالیایی است و به مدت ۱۴ سال بعنوان مدل شرکت لانکوم مورد توجه بوده
است.
فرهادی هنگام قرار گرفتن بر روی سن با این مدل ایتالیایی دست داد و جایزه خود را دریافت کرد.


به گزارش وبلاگستان مشرق، ولی الله مهدوی با نگاهی متفاوت به جشنواره فیلم فجر، در جدیدترین مطلب وبلاگ "نسل خمینی" نوشت: نج سال پیش منتظر بودم که سجادپور و یا شمقدری سکان سینما را در دست بگیرند ولی احمدینژاد چهار سال فرصت سینما را از دست داد. وزارت فرهنگ نهم فقط در بین سینماگران برای دولت مخالف درست کرد و هیچ تلاشی برای تغییر فضا، دوستسازی(!)، جمع کردن دوستان و پخش کردن مخالفان(!) و... نکرد و عملا سینمای دولت نهم سوخت.
شمقدری و سجادپور با تمام کموکاستیها تغییرات خوبی را شروع کردند هرچند کسانی که از جنگ پنهان سینما خبر ندارند ایرادهای قشری از آنها گرفته و فضا را برای این دو مجاهد سخت میکنند و این دو نفر دائم باید پیچیدگیهای فضای فرهنگی سینما را که هر کسی خود را صاحب فکر و فلسفه میداند توضیح دهند. آنچه در پی میآید نقد ایرادهایی است که اغلب ناشی از سیاستگذاری سابق و یا محدودیتهای فعلی است.
وزارت فرهنگ و صداسیمای ما روی افرادی سرمایهگذاری میکنند که تعلقی به جمهوری اسلامی ندارند. کارگردانی که تا دیروز در تلویزیون فعالیت میکرد و توسط همین صداسیما بزرگ شد و به او فیلم و سریال دادند بسازد تا کارگردان شود، امروز از زندانیانِ ضدامنیتی حمایت میکند و طلایهدار مکتب "اخلاق جدا از وحی" یعنی دین جدید غرب است.
کسانی که جشنوارهی فجر انقلاب اسلامی را زیر پای خرس طلایی آلمان میگذارند و طلای آن را به بلور انقلابشان ترجیح میدهند چرا باید دائم برایشان هورا بکشیم و بزرگشان کنیم؟ تا کی باید سینمای ایران کسانی را بزرگ کند که سر سوزنی به انقلاب اسلامی دلبستگی ندارند؟
چرا باید یک جشنوارهی غربی در یک نظام کپیتالیستی فیلمی را بهترین فیلم لقب بدهد و از قضا در انقلاب اسلامی هم که منتقد لیبرالیسم و کپیتالیسم و مدعی تسخیر فرهنگی دنیاست دقیقا همان فیلم برنده شود. مگر استانداردهای انتخاب یک فیلم مانند استانداردهای سدسازی و جاده سازی است که در تمام دنیا یکسان باشد؟! یعنی استانداردهای مقوله فرهنگی و سلایق هنری در دنیا اینقدر ثابت و یکسان است ؟!
انقلاب اسلامی آنقدر بزرگوار است که اجازه بدهد مروجان مکاتب غربی، غربزدگان و مخالفین اصل نظام فیلم بسازند و میسازند. وقتی کمال تبریزی با فقه و شریعت مشکل دارد. یا این رامبد جوان که چند سال پیش از سریال فرندز تمجید میکرد و گفت "من دارم با «فرندز» زندگی میکنم"!! البته به گمانم اون موقع هنوز مجرد بود! یا خیلی های دیگر که لازم نیست اسمشان را بیاورم.
مسالهی مهم اینجاست که "اخلاق منقطع از وحی" گاهی توسط یک بازیگر سینمای ما تقلید و ترویج میشود، خیلی اشکال ندارد چون اغلب ستارگان سینمای ما زندگی کم عمقی دارند و حداکثر تلاششان همین است که؛ با اینکه به هیچ یک از معروفهای جامعهی اسلامی پایبند نیستند ولی به خانهی سالمندان سر میزنند و به یتیمان کمک مالی میکنند و ... چندان مهم نیست. بالاخره باید بتوانند وجدان خود را راضی کنند. ضمن اینکه، کلا تقلید از ژستها و فیگورهای بازیگران غربی قسمتی از زندگی حرفهای آنها محسوب میشود. هرچند بازیگران ما راحتترین را انتخاب میکنند مثلا علاقه ندارند مانند آنجلینا جولی به سراغ سیلزدگان پاکستان بروند چون پاکستانیها تمیز و با کلاس نیستند تازه مسلمان هم هستند!...
اینها اشکالی ندارد چون بازیگران خودشان روش زندگیشان را انتخاب میکنند اما وقتی به فیلمسازی و ترویج یک فکر میرسیم دیگر مساله عوض میشود. و از این مهمتر وقتی به حمایتهای دولتی از یک فیلم میرسیم دیگر خیلی شرایط متفاوت میشود. این همه سازمانهای مختلف جمهوری اسلامی به این کارگردانهای غیرمتشرع کمک مالی میکند تا هرچه دوست دارند بسازند بعد هم به آنها جایزه بدهد و بعد هم آنها به نظام لگد بزنند و به جشنوارهی فجر بد و بیراه بگویند و روزی سه بار هم از دولتی بودن تبری بجویند که "ما دولتی نیستم! و کاری به نظام نداریم."
این ننگ دولتهای قبلی است که کار سینمای کشور را به جایی کشانده اند که طرفداری از انقلاب اسلامی در فضای سینما، یک ننگ و فحش محسوب میشود! یعنی خاک بر سر منافقینی که روزگاری وزارت ارشاد جمهوری اسلامی را اشغال کردند و امروز کفرشان را آشکار کرده و به دامن بیبیسی گریختند!

در
حالی که پس از پنج سال دوری پیام فضلی نژاد از عرصه سینما، وی برای نخستین
بار در هفته گذشته تحلیلی را با عنوان «طرح CIA برای سینمای ایران» در
روزنامه «کیهان» منتشر کرد، اغلب رسانههای مهم داخلی و خارجی نوشتار او
را پوشش دادند و به تحلیل آن پرداختند. رسانههای رسمی حزب مشارکت ایران مانند جمهوریت، نوروز، یاری نیوز، امروز و...
لغو اکران فیلم «درباره الی» را در پنج سینمای جشنواره فیلم فجر از آثار و
تبعات یادداشت سه قسمتی فضلینژاد در روزنامه کیهان دانستند و مدعی شدند
که «لغو اکران های عمومی "درباره الی" منجر به درگیری و دخالت نیروی
انتظامی شد. مشکلات جدید فیلم از یادداشت های پیام فضلی نژاد در روزنامه
کیهان تحت عنوان "چرا نباید درباره الی اکران شود " آغاز شد که از حضور
بازیگر زن این فیلم در پروژه ای خارجی تحت عنوان فعالیت جدید سیا یاد کرده
بود.» رادیوهایی چون بی.بی.سی و رادیو فردا گزارش
دادهاند که عدم اهداء جوایز اصلی جشنواره به این فیلم که نامزد دریافت 10
سیمرغ بوده، ناشی از نشر این یادداشت در روزنامه کیهان است. این تحلیلها
در سایتهایی چون نیوز پرس نیز بازتاب یافت. روزنامه فرهنگ آشتی با اختصاص تیتر اول خود در روزهای 21 و 23 بهمن 1387 به این مطلب، آن را تحلیل کرد و روزنامههای سرمایه، اعتماد، هموطن سلام و سایتهای فردا نیوز، آفتاب نیوز، شهاب نیوز، بانک اطلاعاتی آفتاب، فرارو، خبر آنلاین، عصر ایران، دیلم نیوز، همآواز نیز بخشهای اصلی این نوشتار را چاپ و بر اساس رویکردهای رسانهای خود تحلیل کردند. در همین میان، گفتوگوی روز یکشنبه (20 بهمن) فضلینژاد با خبرگزاری فارس با
عنوان «انتقاد شدید پژوهشگر موسسه کیهان به فیلم درباره الی» در روزهای
پایانی جشنواره فیلم فجر نیز خبرساز شد و سایتهای اینترنتیتابناک، شبکه ایران (متعلق به روزنامه ایران)، رجانیوز، عدل نیوز، هنرمندان، تبیان، عصر ایران، قلم، ایرانیان انگلیس، قاعده بازی، بازتاب آنلاین، خمینیسم ، سینمای ایران، دیپلماسی عمومی آمریکا و...
آن را بازتاب دادند. فضلینژاد در این مصاحبه ضمن تشریح پروژه مشترک
سازمان جاسوسی سیا و وزارت خارجه آمریکا برای هنرمندان ایرانی گفته بود:
«علی رغم اینکه نهادهای قانونی به تهیهکنندگان فیلم درباره الی هشدار
داده بودند که از این بازیگر در ساخت فیلم استفاده نکنند، کارگردان فیلم
از وی استفاده کرد و به این هشدارهای قانونی که پیش از ساخت فیلم داده شده
بود، اعتنا نکرد.» ...
![]()
انتشار
این تحلیل مستند در روزنامه کیهان، به روال معمول سبب فحاشیهای گسترده
مخاطبان سایتهای اینترنتی اپوزیسیون به پیام فضلینژاد شد. برای نمونه،
این کاربران اینترنتی که مدعای «اخلاق دموکراتیک» و «آزادی بیان» را
دارند، در سایت ایرانیان انگلستان دهها فحش ناموسی را به دلیل ابراز عقیده پژوهشگر موسسه کیهان، نثار وی کردند! 

همان شب، پژوهشگر موسسه کیهان در گفتگویی دیگر با شبکه خبر دانشجو (اس.ان.ان) از «راهبرد تعاملات کمهزینه سازمان سیا در پروژه ناتوی فرهنگی» پرده برداشت و پشت صحنه حضور هنرمندان ایرانی در سینمای هالیوود را برای این خبرگزاری دانشجویی تشریح کرد. فضلینژاد در مصاحبه خود گفت: «مسئله نخست این است که بازیگر فیلم درباره الی نه در یک فیلم هالیوودی، بلکه در اثری آمریکایی که خط مشی تبلیغاتی سازمان جاسوسی سیا را پی می گیرد، حضور یافته است و این فعل، یک عمل مجرمانه و ضد ایرانی است. از حیث قضایی، دادستانی عمومی و انقلاب تهران به سبب اینکه یک تبعه ایران در پروژه ای علیه منافع ملی کشورش، مشارکت داشته، می تواند این بازیگر زن را به عنوان متهم تحت پیگرد قضایی قراردهد. البته اینکه در تحقیقات امنیتی مشخص شود که وی جاهل بوده، مسئله دیگری است، اما قطعاً فعل مجرمانه ای اتفاق افتاده که مشمول مجازات کیفری می شود. حداقل مجازات چنین بازیگرانی برای حضور در پروژه های سینمای هالیوود، باید محرومیت آنان از هر گونه فعالیت در سینمای ایران باشد.»
چندماه پیش، هنگامی که خبر کذب بازجویی از بازیگر فیلم درباره الی در رسانههای اپوزیسیون منتشر شد، سایت روز آن لاین در مقاله ای، به دروغ پیگرد قضایی وی را به سبب مقالاتی دانست که پیام فضلی نژاد بدون نام در روزنامه کیهان نوشته است!
*** بیوگرافی سینمایی پیام فضلینژاد
فضلینژاد که از سال 1376 روزنامه نگاری را آغاز کرد، تا سال 1382 بیشتر به مثابه یک نویسنده و منتقد سینمایی در نشریات تخصصی مینوشت. وی در سال 1377 از سوی ابوالقاسم طالبی به عنوان دبیر سرویس گفتگوی هفتهنامه «سینماویدئو» برگزیده شد و از نیمه سال 1377 به پیشنهاد «فریدون جیرانی» به هفتهنامه «سینما» رفت و همراه با نوشتن نقد فیلم، دبیری سرویس «گفتوگوهای ویژه با شخصیتهای سیاسی و مذهبی» را پذیرفت. در این دوره او «پروژه نوسازی سیاسی و مذهبی در سینمای ایران» را طراحی کرد و با حضور در نزد فقها و روحانیونی چون آیتالله یوسف صانعی، آیتالله حسینعلی منتظری، آیتالله صادق خلخالی، آیتالله محمد عبایی خراسانی، سید حسین موسوی تبریزی، اسدالله بیات، طه هاشمی و... توانست فتاویای پیرامون «حضور زن مسلمان بیحجاب در عرصه سینما»، «موسیقی پاپ»، «تکخوانی و همخوانی زن مسلمان» و... را اخذ کند. این پروژه که مورد تصویب و تقدیر عطاالله مهاجرانی (وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی) قرار گرفت تا سال 1381 به طول انجامید.
وی در سال 1379 کتاب «سینما، سیاست، آزادی» (1379، انتشارات الست فردا) را روانه بازار کتاب کرد. این کتاب در باب «آسیبشناسی گذار به سینمای کثرتگرا» تحریر شد و بر پایه تئوری پلورالیزم هنری صورتبندی گشت.
در پایان دهه هفتاد، فضلینژاد در
«موسسه مطالعات تاریخ معاصر» پژوهشهایی را پیرامون تعامل «سینما و
روحانیت» انجام داد. این پژوهشها به صورت مقالات مستقل تحقیقی در نشریاتی
مانند «پروین»، «هنر هفتم»، «قرن 21» و... منتشر شد.
در سال 1379،
هنگامی که بیشتر اوقاتش را با غلامحسین صالحیار (روزنامهنگار برگزیده
جهان در قرن بیستم و سردبیرکل روزنامه اطلاعات در سه دوره عصر پهلوی تا
پیروزی انقلاب) برای پیشبرد سه طرح تحقیقاتی پیرامون «سیاست رسانهای و
رسانههای سیاسی» میگذراند، به عنوان دبیر شورای سیاستگذاری ماهنامه
«فیلم و هنر» برگزیده شد. با این حال، بیشتر دلمشغولی او نشر روایتی سیاسی
از سینمای ایران بود و با صالحیار رسالهای تحلیلی را در باب «ایدئولوژی
در سینمای ایران» نوشت که یکسال بعد منتشر شد.
از سال 1380 نیز به عضویت شورای سردبیری هفتهنامه «سینما جهان» درآمد و و دبیری ویژهنامه «مجله دوم» این هفتهنامه را برعهده گرفت و تا توقیف این نشریه در بهمن 1380، این همکاری ادامه یافت. در پایان 1380 او طرح تاسیس اولین خبرگزاری اینترنتی «سینما و هنر ایران» (ایفا پرس) را تدوین کرد و سردبیری آن خبرگزاری را در دوران تاسیس برعهده گرفت. در همین دوره، به پیشنهاد جواد مجابی و سیمین بهبهانی (اعضاء هیات دبیران کانون نویسندگان ایران) رسانهای مولتی مدیا را برای «کانون نویسندگان ایران» طراحی کرد و نیز سردبیر نشریه «رسانه ما» و مشاور مطبوعاتی انجمن صنفی شرکتهای تبلیغاتی ایران بود.
در آستانه برگزاری هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، فضلینژاد به پیشنهاد احمد بورقانی (نماینده مجلس ششم) کار تدوین «گزارش دستاوردهای هنری سید محمد خاتمی در دوره نخست ریاست جمهوری» را برعهده گرفت. چکیده 15 صفحهای این گزارش، دو روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در رسانههای فارسیزبان منتشر شد. از اسفند 1380، فضلی نژاد عضو شورای سیاستگذاری سایت «گویا» (اولین و پرمخاطبترین رسانه اینترنتی فارسیزبانان) بود و در سال 1381 سردبیری بخش ویژه سایت «گویا نیوز» را برعهده گرفت و تا سال 1382 به عنوان عضو شورای سردبیری در این رسانه حضور داشت. در این دوره، او به عنوان تحلیلگر سیاسی با نشریات اینترنتی مانند«پیک ایران»، سایت فارسی «صدای آمریکا»، «اخبار امروز»، «پیک نت»، «مهدیس»، «سیاه و سپید» و... همکاری میکرد و برای رسانههای ایرانیان خارج از کشور، مانند «شهروند» در کانادا، «اشپیگل» (نسخه فارسی) در آلمان و «رادیو فردا» در پراگ مطلب مینوشت.
در این میان، او به تحصیل خصوصی دروس تخصصی «زیباشناسی» نزد محمد مهدی فولادوند پرداخت. فولادوند که مولف نخستین کتابهای زیباشناسی در ایران، پایهگذار نخستین انجمن فلسفه، استاد دانشگاه سوربن پاریس و مترجم برجسته قرآن کریم است، به مدت یکسال فضلینژاد را به عنوان دستیار پژوهشی خود در حوزه تدوین مباحث نوین زیباشناسی در هنر مدرن برگزید و این همکاری تا سال 1382 ادامه یافت که ماحصل آن نگارش و نشر رسالهای در باب زیباشناسی مدرن بود.
تابستان سال 1381 و پس از تشکیل دولت حامد کرزای در افغانستان، فضلینژاد به دعوت یوسف اعتبار، رییس دفتر رییس جمهور افغانستان، به کابل رفت و پس از ده روز رایزنی با وی و مدیرعامل رادیو و تلویزیون ملی افغانستان طرحی را برای احیاء سینماهای آن کشور ارائه کرد. در دوره اقامتش، همراه با بهروز افخمی (نماینده مجلس ششم و فیلمساز) فیلمی را برای تلویزیون دولتی استرالیا درباره احمد شاه مسعود (قهرمان ملی مجاهدین افغان) ساخت و نیز در حضور شخصیتهای بینالمللی و رییس جمهور افغانستان، در سمینار «مسعودشناسی» سخنرانیای را پیرامون احمد شاه مسعود ایراد کرد.
کتاب دوم او با نام «دوئل با سینما» (1381، نشر گویا، فرنسه) در این دوره منتشر شد. این کتاب که گفتارها و گفتوگوهایی در باب ایدئولوژیزدایی در عرصه فرهنگ و هنر بود، به سیاق تالیف نخست او، جامعه هنری را جامعهای سکولار میدید، اما اینبار وجه غالب کتاب را آراء فعالان «کانون نویسندگان ایران» میساخت. این وجه غالب، ماحصل تعامل و پیوند فضلینژاد با چهرههایی چون جواد مجابی، سیمین بهبهانی، محمود دولتآبادی، سیامک پورزند، علی اشرف درویشیان، پوران فرخزاد، کیومرث منشیزاده، منوچهر انور و... بود.
از میانه سال 1381، پیام فضلینژاد تدریجا به بازخوانی انتقادی نیم دهه فعالیت خود در رسانهها روی آورد و در روزنامههایی چون «جام جم»، «انتخاب» و «اخبار امروز» به نقد ایدئولوژی سیاسی و فرهنگی اردوگاه اصلاح طلبان پرداخت. در این دوره، او مطالعات تخصصی خود را پیرامون فلسفه سیاسی در غرب و جهان اسلام متمرکز کرد و از دروس اساتیدی چون حسن رحیمپور ازغدی بهره برد و همزمان دروس حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان را نیز پیگرفت. از ابتدای سال 1382، او با گردهم آوردن گروهی از معتبرترین نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران چون سعید مستغاثی، علی علایی، کامبیز کاهه و... «موسسه مطالعات و پژوهشهای کاربردی سینمای سوم» را تاسیس کرد که حاصل آن تدوین «مانیفست سینمای سوم» بود. این مانیفست چشمانداز سینمای استودیویی ایران را بر اساس آرمانهای انقلاب اسلامی ایران تصویر میکرد. در تابستان 1382، به پیشنهاد «فریدون جیرانی» (فیلمساز) به هفتهنامه «سینما» بازگشت. در این دوره او عضو شورای سردبیری و دبیر تحریریه این هفتهنامه بود و همزمان هفتهنامهای را برای نسل جوان با نام رویداد هفته، مدیریت میکرد.
زمستان سال 1382 پیام با خداحافظی از هفتهنامه سینما، عملا پس از نیم دهه فعالیت پرمشغله و مستمر سینمایی این عرضه را ترک کرد و تا سال 1387 هیچ گاه با نام خود درباره سینما ننوشت. نوشتار تحلیلی «طرح جدید CIA برای سینمای ایران» اولین نوشته وی پس از 5 سال در باب سینما است که در سه قسمت در روزنامه کیهان منتشر شد و واکنشهای وسیعی را برانگیخت.
آقایان! این سینما در و پیکر دارد؛ به قلم " پیام فضلی نژاد "

مگر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ما، در باب حضور بازیگران در سینمای جهان، آن جمله به یادماندنی را نگفت که «اگر کسی قانون را زیر پا بگذارد، خودش هم زیر پا گذاشته می شود.» پس چرا با اکران فیلم «درباره الی» که کار جدید این دخترک بازیگر است، آن هم در دهه جشن های پیروزی انقلاب، ارزش های ایرانی را زیرپا می گذارید؟!
آژانس اطلاعات مرکزی
آمریکا (سیا) و وزارت خارجه ایالات متحده می کوشند تا با مشارکت یکدیگر،
پروژه ای استراتژیک را برای فروپاشی ایدئولوژیک سینمای ایران به سرانجام
رسانند. آنان می خواهند ساختار دینی و مناسبات ارزشی حاکم بر سینمای
انقلاب اسلامی ایران را دگرگون کنند تا این سینمای مستقل در جهان به نسخه
بدلی سینمای هالیوود تغییر ماهیت دهد. بخشی از این پروژه استراتژیک، ناظر
به خلق «ستاره های جهانی» از میان بازیگران سینمای ایران است.

«ستاره های سکولار» در سینمای ایران کاری جز تمسخر ارزش های هنری انقلاب اسلامی ندارند. ارزش هایی که میراث امام خمینی(ره) و رهبری فرزانه انقلاب برای «هنر متعهد» است؛ هنری که قرار بود پدیدآورندگان آن، تنها و تنها در چارچوب مکتبشان، مردم خود را به حیات جاویدان رسانند. (3) اوج مضحکه ارزش های «هنر متعهد» هنگامی است که «جشنواره فیلم فجر» هم به عنوان ویترین ملی سینمای انقلاب اسلامی برای این «ستاره های سکولار» مشروعیت قائل گردد. چرا چنین قضاوت
می کنیم؟
کارگردان: اصغر فرهادی
بازیگران: ترانه علیدوستی، گلشیفته فراهانی، مانی حقیقی، شهاب حسینی، مریلا زارعی، رعنا آزادی ور، احمد مهرانفر، صابر ابر و پیمان معادی - بازیگران خردسال: فرزین صابر بهلولی، متین فتورچی، آینار آناهید و فاطمه شورمج
......................................................
دیگر عوامل و توضیحات بیشتر:
فیلمنامه: اصغر فرهادی
تهیه کننده: اصغر فرهادی
مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان
طراح گریم: مهرداد میرکیانی
صدابردار: حسن زاهدی
مدیر تولید: محمدصادق آذین
عکاس: سیاوش نقشبندی
شروع فیلمبرداری: 7 اردیبهشت 1387
......................................................
خلاصه داستان: روایت زندگی چند خانواده که برای گذراندن تعطیلاتی سه روزه به شمال کشور سفر کرده اند.
......................................................
یادداشت: -
"درباره الی" پس از فیلم های "رقص در غبار" (1381)، "شهر زیبا" (1382) و
"چهارشنبه سوری" (1384) چهارمین ساخته سینمایی اصغر فرهادی است. فرهادی دو
فیلمنامه مشترک را نیز در کارنامه دارد: "ارتفاع پست" (ابراهیم حاتمی کیا،
1380) و "کنعان" (مانی حقیقی، 1386). در ضمن فیلمنامه "دایره زنگی" نیز
نوشته اوست.
- در فیلم "درباره الی" برای اولین بار مانی حقیقی و پیمان
معادی (نویسنده فیلمنامه های آواز قو، عطش و ...) به عنوان بازیگر ایفای
نقش می کنند.
- ترانه علیدوستی پس از فیلم های "شهر زیبا" و "چهارشنبه سوری" سومین همکاری اش با اصغر فرهادی را تجربه میکند.
- اولین تجربه همکاری ترانه علیدوستی و گلشیفته فراهانی به عنوان دو چهره برتر دهه هشتاد سینمای ایران.
خبرگزاری فارس: پیام فضلینژاد،
پژوهشگر مؤسسه کیهان با انتقاد شدید از حضور فیلم «درباره الی» در جشنواره
فیلم فجر گفت: «درباره الی» نباید اکران عمومی شود.
پیام فضلینژاد در
گفتو گو با خبرنگار باشگاه خبری فارس «توانا»، گفت: علی رغم اینکه
نهادهای قانونی به تهیهکنندگان فیلم «درباره الی» هشدار داده بودند که از
این بازیگر در ساخت فیلم استفاده نکنند، کارگردان فیلم از وی استفاده کرد
و به این هشدارهای قانونی که پیش از ساخت فیلم داده شده بود، اعتنا نکرد.

وی ادامه داد: بازیگر زن فیلم «درباره الی» سال 1386 در فیلمی هالیوودی به نام «مجموعه دروغها» بازی کرد که آن فیلم براساس برنامه تبلیغاتی سازمان جاسوسی سیا (CIA) ساخته شد.
در بهار 1386، سازمان اطلاعات
مرکزی امریکا یکی از افسران پیشکسوت خود را به نام «پل باری» به عنوان
رابط CIA در هالیوود معرفی کرد. پس از آن، «مایکل هایدن» که ریاست امور
هالیوود در CIA از هالیوود میخواهیم تا با تعریف کارکنان CIA به عنوان
افراد بسیار ماهر، کارآمد و با شهامت به این سازمان در رسیدن به اهدافش هر
چه بیشتر کمک کند.
وی افزود: گزارش این نشست را خبرگزاری «یونایتد
پرس اینترنشنال» در 20 خرداد 1386 منتشر کرد. در مصوبه این نشست اعلام شد
که فیلمهایی با مضامین تبلیغاتی برای مطلوب جلوه دادن عملیات جهانی سیا
در مبارزه با تروریسم باید ساخته شود و CIA نظارت بر فیلمنامههای این
آثار را برعهده میگیرد.
فضلینژاد اظهار داشت: همزمان با این نشست
مشترک هالیوود و CIA ساخت فیلم مجموعه دروغها نیز که به زندگی و مأموریت
یک مأمور سیا در خاورمیانه برای کشف شبکههای تروریستی میپردازد، کلید
خورد و یک بازیگر زن ایرانی جهت ایفای نقش جاسوسه فاسد این فیلم برگزیده
شد.
او اضافه کرد: بنابراین مسئله نخست این است که بازیگر فیلم
«درباره الی» نه در یک فیلم هالیوودی بلکه در اثری امریکایی که خط مشی
تبلیغاتی سازمان جاسوسی سیا را پی میگیرد حضور یافته است و این فعل یک
عمل مجرمانه و ضد ایرانی است. از حیث قضایی، دادستانی عمومی و انقلاب
تهران به سبب اینکه یک تبعه ایران در پروژهای علیه منافع ملی کشورش
مشارکت داشته میتواند این بازیگر زن را به عنوان متهم تحت پیگرد قضایی
قرار دهد. البته اینکه در تحقیقات امنیتی مشخص شود که وی جاهل بوده مسئله
دیگری است اما قطعاً فعل مجرمانهای اتفاق افتاده که مشمول مجازات کیفری
میگردد. حداقل مجازات چنین بازیگرانی برای حضور در پروژههای سینمای
هالیوود باید محرومیت آنان از هر گونه فعالیت در سینمای ایران باشد.
نویسنده
کتاب شوالیههای ناتوی فرهنگی در مصاحبه با خبرنگار سینمایی ما افزود: این
بازیگر زن، روز 16 مهر 87 در گفتوگویی با روزنامه نیویورک دیلی نیوز
صراحتاً اقرار میکند که قوانین اسلامی را زیر پا گذاشته است و میگوید به
این دلیل نگران بازگشت به ایران است وقتی به این دلیل نگران بازگشت به
ایران است وقتی این بازیگر میگوید میداند که قانون اسلام را زیر پا
گذاشته تکلیف مسئولان سینمای ایران با وی روشن است. البته ما جزئیات پشت
پرده چگونگی حضور وی در هالیوود و رابطانی که او را به رادلی اسکات معرفی
کردهاند میدانیم و برنامههای بعدی این پروژه را که در راستای ناتوی
فرهنگی است، افشا خواهیم کرد.
وی اظهار داشت: بعد دیگر این پروژه
ریشه در برنامههای وزارتخارجه ایالات متحده دارد. سه سال پیش جورج بوش
رئیسجمهوری وقت امریکا درخواستی را از دستیار ویژه وزیر خارجه در امور
فرهنگی دریافت کرد که نام آن مبادلات مردم به مردم بود معاون رایس در آن
درخواست، طرحی را با عنوان ارتباطات استراتژیک فرهنگی ارائه داد و از آنان
به عنوان تعاملات کم هزینه یاد کرد. مضمون اصلی درخواست از رئیسجمهور
امریکا این بود که اجازه دهد وزارتخارجه با همکاری سازمان اطلاعات مرکزی
(سیا) برنامههای فرهنگی مشترکی را در امریکا با حضور هنرمندان ایرانی
برگزار کند.
فضلینژاد ادامه داد: اما نقطه حساس طرح BCA جایی بود که
هم دفتر فرهنگی مبادلات ایرانی امریکایی در وزارت خارجه ایالات متحده
تأسیس شد و هم نماینده سازمان سیا در هالیوود تغییر کرد. بر اساس این
تغییرات، رویکرد ایالات متحده به بازیگران ایرانی نیز رویکرد جدیدی شد و
ابتدا یک بازیگر زن ایرانی برای بازی در فیلم مجموعه دروغها ساخته رادلی
اسکات برگزیده شد.
وی گفت: همزمان با ساخت این فیلم هالیوودی بر
اساس دستورالعمل مبادلات مردم به مردم و مصوبه نشست مشترک هالیوود با CIA
وزارت خارجه امریکا نیز جزوهای را منتشر کرد با مضمون اندیشه نماینده
بودن این جزوه به کارکرد هنرمندان میپرداخت و این که چگونه در برنامه
دیپلماسی عمومی و فرهنگی اصلاً نمیگذراند طرف فوق ستاره شود. ارتباطات
استراتژیک فرهنگی میتوان از هنرمندان بیگانه به عنوان ابزار انتقال
ارزشهای سکولار امریکایی بهره گرفت و مسئله اصلی بحث ما نیز اینجاست.
برخلاف کسانی که موضوع حضور یک بازیگران سینمای ایران در جهان است، مسئله
یک بحث امنیتی و نیز موضوعی هویتی است. برنامه مبادلات مردم به مردم
راهبردی است که وزارت خارجه امریکا آن را جزیی از حیات راهبرد امنیتی
امریما در جهان خوانده است. در کتاب اقدامات جهانی: ایجاد یک پل ارتباطی
تمام مصادیق آن اعم از سینکما، موسیقی، هنرهای تجسمی و حتی ژانرهای مطلوب
برای آن معرفی شده است. وزارت خارجه امریکا رسماً اعلام کرده که برای
هنرمندان ایرانی در محصولات امریکایی موقعیت حضور و فعالیت ایجاد میکند
تا براساس یک چشمانداز امنیتی بتواند از آنان به عنوان سفیران ارزشهای
سکولار ایالات متحده بهره گیرد.
پژوهشگر مؤسسه کیهان گفت: آنانی که
چشم و گوش خود را بستهاند و خوشخیالانه میگویند نباید به خاطر یک دختر
بچهای که فقط 6 سکانس در یک فیلم هالیوودی بازی کرده سر و صدا راه
بیاندازیم آنان هم بهتر است بروند کتابچه رسمی سیاستهای مبادلات مردم به
مردم را که به امضای رئیسجمهور امریکا رسیده بخوانند و هم بدانند که
مسئله اصلی ما مسئله فروپاشی ایدئولوژیک و مخدوش شدن ساختارهای ارزشی و
هنجارهای جامعه ایران است.
فضلینژاد اظهار داشت: فروپاشی ایدئولوژیک
مقدمه سقوط فیزیکال یک نظام است. ایالات متحده این سیاست را به مثابه
دینامیزم اصلی پروژه براندازی نرم تعریف کرده و از آن به عنوان دیپلماسی
عمومی در عرصه هنر یاد میکنند.
این عضو انجمن نویسندگان و منتقدان
سینمایی ایران در ادامه گفت: سخن ما این است که وقتی یک بازیگر زن
توانمندی هنری خود را در خدمت سیاست ایالات متحده برای فروپاشی ارزشهای
جامعه خودش قرار میدهد چرای باید فعالیت او در سینمای ایران را برتابید؟
همه این تحلیلهای مستند به کنار آیا این بازیگر از ارزشهای اخلاقی و
هویتی خود عدول نکرده است؟ آیا نقشی که در فیلم پذیرفته دقیقاً توجیه
سیاستهای به اصطلاح ضدتروریستی امریکا علیه مسلمانان در خاورمیانه نبوده؟
وی افزود: بنابراین در دو سطح به این موضوع باید نگریست اول عدول از
ارزشهای اخلاقی و عرف جامعه ایران دوم حضور در پروژه امریکایی فروپاشی
ایدئولوژیک که ایالات متحده علیه ایرانیان دنبال میکند.
فضلینژاد
با اشاره به پایمردی ستایش برانگیز وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در هر دو
ماجرای حضور بازیگر زن ایرانی در هالیوود و نیز نمایش فیلم درباره الی
گفت: آقای صفار هرندی به عنوان مدیری که اصول مدیریت استراتژیک را میداند
با اشراف پیرامون تبعات حضور این فیلم در جشنواره فیلم فجر گفتند که اگر
کسی قانون را زیر پا بگذارد، خود را زیر پا گذاشته است هنگام انتشار خبر
حضور این بازیگر در فیلمی هالیوودی نیز آقای وزیر موضعی عالمانه گرفت و
هزینه بسیاری را پرداخت از حیثیت خود مایه گذاشتند تا سینمای ایران تسلیم
دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده نشود و نتواند آثار و تبعاتش را بر سینمای
ایران تحمیل نماید. در رخداد حضور فیلم درباره الی جوانمردانه ایستاد تا
این فیلم به جشنواره راه نیابد. رئیسجمهور اصولگرا هم هیچ دستوری مبنی بر
حضور این فیلم در جشنواره صادر نکرد بلکه فقط خواستار بررسی موضوع شد
هشدارهای قانونی قبل از ساخت این فیلم از سوی نهادهای قانونی به
تهیهکننده درباره الی برای عدم استفاده از این بازیگر در فیلم داده شده
بود. اما معلوم نیست که معاونت سینمایی وزارت ارشاد بر اثر کدامین فشارها
تسلیم شد.
عضو دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان ادامه داد: ظاهراً پس از
اینکه اعلام کردند این فیلم روز 19 بهمن در جشنواره برلین به نمایش
درمیآید معاون سینمایی تصمیم گرفت تا این فیلم اجازه نمایش در جشنواره را
بیابد یعنی تسلیم دور زدن قانون توسط تهیهکننده فیلم شد تا از جشنواره
برلین مبادا که عقب بیفتند. البته دیدیم که عوامل فیلم در یک دهن کجی
آشکار در جشنواره فیلم فجر حضور پیدا نکردند و جشنواره برلین را به
جشنواره فجر ترجیح دادند. البته اینها به معنای اکران عمومی فیلم درباره
الی نیست و همه ما در برابر نمایش آن خواهیم ایستاد.
فضلینژاد در
پایان گفت: صورت مسئله روشن است. زن بازیگری به هویت ملی و دینی خود پشت
کرده و عالمانه ابزار پروژهای امریکایی شده است فعل فبیح و غیرقانونی او
سبب اضرار به غیر (یعنی کارگردان فیلم) شده است. معلوم است که آن بازیگر
در اینجا هم مسئولیت مدنی برای جبران خسارت به هیهکنندگان آن فیلم را
دارد و هم مسئولیت کیفری دارد چرا در ارتکاب این فعل قبیح نظام باید هزینه
بدهد؟ آن بازیگر باید مسئولیت رفتار غیرقانونیاش را بپذیرد و خسارات ناشی
از آن را جبران کند. چرا معاونت سینمایی هزینهای را که وزیر ارشاد به سبب
پایمردی بر سر این مسئله پرداخت زیر پا میگذارد و اجازه نمایش این فیسلم
را در جشنواره فجر که تابلوی ارزشهای انقلابی ایرانیان است میدهد؟ مگر
نه اینکه فعل قبیح آن بازیگر هویت ملی مجموعه بازیگران سینمای ایران را
مخدوش کرد و با اصول و ارزشهای سینمای انقلاب اسلامی در تعارض محض است؟
اگر چنین است که هست چه اتفاقی افتاده که آقایان به سبب یک فیلم حاضر
میشوند به آن ارزشهای فاخر پشت کند و عملاً در برابر یک پروژه امریکایی
که صبغه براندازی نرم دارد کوتاه بیایند؟
خبرگزاري فارس: پيام فضلينژاد گفت: رهبران عمليات امنيتي CIA با پيروي از "اصل شيلر " در تئاتر با عنوان "موسسه اخلاقي "، فهرستي از "درسهاي اخلاقي مطلوب " ايدئولوژي ليبراليسم را تهيهكردند كه به "ليست سفيد " موسوم شد و آثار "هنريك ايبسن " خالق اثر "هدا گابلر " ذيل عنوان "آموزههاي آزادي و دموكراسي " در صدر ليست قرار گرفت.

وي افزود: سوختن اين پروژه اطلاعاتي پيچيده كه از شهريور 1388 نشانههايش آشكار گشت، محصول همگرايي و همافزايي رسانههاي اصولگرا در يك هفته گذشته است كه هم ناشي از نگاه پژوهشي و دغدغه عميق اين رسانهها به يك رويداد هنري است و نيز بار ديگر ظرفيت آنان را براي پاسداري از آرمانهاي انقلاب نمايان كرد.
فضلينژاد در پاسخ به اين سؤال كه: "پشتپرده پروژه توليد و اجراي نمايشنامههايي مانند هدا گابلر در ايران چيست؟ "، گفت: تاريخ جنگ نرم در كشورهاي اروپاي شرقي و مركزي مانند چكسلواكي، لهستان، مجارستان و روماني يا در منطقه آمريكاي لاتين نشان ميدهد كه هرگاه فرآيند "كودتاي مخملي " در فاز امنيتي براندازي به بنبست رسيده است، يك گردش استراتژيك از حوزه "سياست " به عرصه "هنر و ادبيات " رخ داده است و براساس يكي از گزارشهايCIA، "بهرهبرداري به ظاهر غيرسياسي از روشنفكران و متفكران با تمركز روي تئاتر، ادبيات، هنرهاي بصري و روانشناسي " در اولويت قرار گرفت. اين گردش استراتژيك پس از شكست كودتاي سبز و فتنه مخملي در ايران نيز از شهريور 1388 رخ داد.
پژوهشگر مؤسسه كيهان اظهار داشت: اينكه چگونه از راه هنر و ادبيات به احياي روند كودتاي مخملي ميپردازند، دستكم به 3 نمونه خارجي در اروپاي شرقي ميتوان اشاره كرد. پس از اولين شكست كودتاي مخملي چكسلواكي موسوم به "بهار پراگ " در سال 1968 شاهد اوجگيري فعاليت هنرمنداني مانند "ميلان كوندرا " هستيم كه مشهور به "نماد روشنفكران بهار پراگ " است و در 5 سال گذشته انتشار اسناد جاسوسي وي براي CIA يا حتي نشر سندي دال بر جاسوسي دوجانبه وي، جنجالهاي مطبوعاتي زيادي را در غرب برانگيخته است. آنان به ظاهر از فعاليت سياسي دست كشيدند، اما در واقع به حاشيه امن هنر خزيدند تا خطمشي مطلوب هنر سرمايهداري را در آثار هنري خود دنبال كردند و سياست "كودتاي ايدئولوژيك " را براي تغيير ذائقه و ذهن شهروندان پيش بردند.
فضلينژاد با اشاره به "تاريخ معاصر كودتاهاي مخملي در اروپاي شرقي " افزود: در نيمه دهه 1980.م وقتي در چكسلواكي پروژه "بنياد اعانه ملي براي دموكراسي "(NED) براي براندازي از راه شورشهاي كارگري و جنگهاي شهري با ركود چشمگير مواجه شد، كسي مانند "واسلاو هاول " كه واضع لفظ "انقلاب مخملي " و از قضا نمايشنامهنويس است، آن زمان از "توليد ادبيات و هنر جديد " براي مبارزه با حاكميتهاي ضدليبرالي سخن گفت و آنچه به عنوان "ادبيات و تئاتر معترض " پديد آمد، ماحصل اين سياست بود؛ گرچه آنچه به "هنر معترض " معروف است، الزاماً صبغه سياسي ندارد و در لهستان شاهد گسترش جلوههايي از "رمانتيسم ادبي " براي نهادينه ساختن فرهنگ سرمايهداري هستيم كه به "جنبش رمانتيسم " با شعارهاي فريبندهاي چون " فرياد خشم و اعتراض ضد بندگي انسان " هستيم. جالب است كه رمانتيستها، اغلب ضدسرمايهداري بودند، اما اين جنبش به خدمت رژيمهاي سرمايهداري درآمد.
برنده تنديس ويژه جنگ نرم از جشنواره مطبوعات اظهار داشت: پروژه گردش استراتژيك از حوزه سياست به عرصه فرهنگ براي ادامه روند پنهان جنگ نرم در ايران كه برگرفته از همان مدل كلاسيك در كشورهاي اروپاي شرقي است، از شهريور 1388 و همزمان با روزهاي افول فتنه سبز براي براندازي جمهوري اسلامي كليد خورد كه مافياي هنري "سفارت فرانسه " نيز به عنوان يكي از بازوهاي اجرايي موثر آن در ايران به ايفاي نقش پرداخت.
فضلينژاد افزود: اينبار نيز مانند نمونه چكسلواكي و لهستان و روماني استراتژي سرويسهاي جاسوسي ليبرال سرمايهداري آن بود كه "نيروي سازماني براندازي نرم " به يك "كوچ موقت " از حوزه "سياست " به عرصه "فرهنگ و هنر " روي آوردند و حتي عدهاي از كارگزاران جنگ نرم با اين ادعا كه سيل ترجمه آثار ادبيات و اجراي نمايشنامههاي ليبراليستي سبب استقرار دموكراسي ليبرال و پايان مبارزات چپگرايانه در آمريكاي لاتين شده است، ميخواستند با پيروي از همان الگو در ايران نيز پروژه دموكراتيزاسيون را پيش ببرند.
وي با اشاره به نقطه شروع گردش استراتژيك سازمانهاي اطلاعاتي غرب به حوزه فرهنگ ادامه داد: اهداي جايزه نوبل ادبيات سال 2009 به "هرتا مولر " كه مراسم برگزاري آن در شهريور 1388 و در اوج حوادث فتنه سبز پس از شكست "كودتاي سبز ايران " برگزار شد، نشانهاي بر اوجگيري اين سياست CIA در ايران بود. نوبل ادبيات سال 2009 به "هرتا مولر " تعلق گرفت كه هم از داستاننويسان شناخته شده سازمان سيا است و يك بار به سبب همين اتهام از روماني فرار كرد و هم در 30 سال گذشته همه آثار ادبياش را براي تئوريزه ساختن كودتاهاي مخملي نوشته است. جايزه نوبل ادبي اولاً همزمان با بيستمين سالگرد فروپاشي ديوار برلين به عنوان نماد پيروزي "انقلابهاي مخملي اروپاي شرقي " و ثانياً در همان روزي كه "روز مبارزه با فاشيسم " نام دارد و ثالثاً دقيقاً در زمان وقوع فتنه سبز در ايران به "هرتا مولر " رسيد و وي در نخستين اظهارنظرش دقيقاً همان حرفهاي "واسلاو هاول " در دهه 1980 را مبني بر توليد "هنر و ادبيات معترض " اما اينبار با تمركز روي موضوع ايران تكرار ميكند.
فضلينژاد در پاسخ به اين سؤال كه: "رابطه اهداي نوبل ادبيات 2009 با تحول استراتژي براندازي غرب در ايران چيست؟ "، اظهار داشت: هرتا مولر پس از بردن جايزه نوبل در نخستين گفتوگوي تلفني با "بنياد نوبل " ميگويد: به مبارزان ايراني كه در جدال با جمهوري اسلامي هستند، فكر ميكنم! مثلاً انگار فكر كردن "شخص " ايشان خيلي مهم است! يا 6 روز پس از گرفتن نوبل و در "نمايشگاه كتاب فرانكفورت " تكرار ميكند: "فكر كنيد به ايران، جايي كه جنايتكاراني كه بايد خودشان محاكمه شوند، ديگران را به دادگاه ميكشند، زنداني ميكنند و حتي به قتل ميرسانند ". وي سپس از توليد يك "ادبيات و هنر جديد " سخن ميگويد و در توضيحش ميافزايد: "ادبياتي براي مبارزه با رژيمهاي مخالف با ليبراليسم و آزاديخواهي ". نويسنده كتاب "شواليههاي ناتوي فرهنگي " افزود: "هرتا مولر " از هنگام دريافت جايزه نوبل ادبيات، كاملاً روي "مسئله ايران " متمركز شد و به نظر او، بايد "آتش انقلابهاي مخملي براي رسيدن به آزادي ليبرالي شعلهور بمانند، اما اينبار از راه هنر و ادبيات ". اين سياستي است كه مولر معتقد است كه بايد درباره مسلمانان و و جوامع اسلامي پيگيري شود. او درباره توليد اين "ادبيات و هنر جديد " ميگويد كه: "نبايد از يادآوري سركوب و خفقان در رژيمهاي استبدادي (توتاليتر) مثل ايران دست برداشت، چون اين مضامين توسط بنيادگرايان مذهبي بازتوليد شدهاند و هنوز سايه ديكتاتورها بر سر ايرانيان سنگيني ميكند ". در "بيانيه بنياد نوبل " با موضوع شرح دلايل انتخاب مولر نيز ميخوانيم كه او "بهخاطر تصوير چشماندازي از زندگي ستمديدگان تحت يك نظام ديكتاتوري و محروماني كه زندگيشان مصادره شده، از راه صراحت نثر و ايجاز شعر " مفتخر به دريافت اين جايزه شده است. حتي مفسر "خبرگزاري آسوشيتدپرس " در همان روز ميگويد: از "جنگ آزاديخواهانه آمريكا براي نابودي ديكتاتوريها خصوصاً در اروپاي شرقي ستايش گردد. "
پژوهشگر موسسه كيهان گفت: بنياد نوبل رسماً از رمانهاي مولر كه براي جنگ نرم فرهنگي با حكومتهاي اروپاي شرقي نوشته شده، تجليل كرد و خصوصاً كتاب "سرزمين آلوهاي نارس " كه سال 1386 در ايران با عنوان "سرزمين گوجههاي سبز " ترجمه شد، دقيقاً از نمونه آثار ادبي توليدشده براساس استراتژي كودتاي مخملي است كه به نقش دانشجويان در براندازي نرم ميپردازد، اما آنچه در اين پروژه جديد سرويسهاي جاسوسي ليبرال اصالت دارد، تنها توليد آثار فرهنگي و هنري براي آموزش استراتژي و تاكتيك كودتاي مخملي نيست، بلكه از ابتداي دهه 1940 سرويس اطلاعات نظامي آمريكا (OSS) ليستي را شامل نام نويسندگان و كتابهاي مطلوب نظامهاي سرمايهداري منتشر كرد. البته ممكن است اثري از يك نويسنده در "ليست سفيد " سرويس جاسوسي آمريكا و اثري ديگر از همان نويسنده در "ليست سياه " باشد.
فضلينژاد اظهار داشت: پس از انحلال سرويس OSS و تاسيس CIA نيز يك عمليات هنري با عنوان "طرح عظيم تئاتر " توسط سرويس عمليات سري سيا براي توليد و اجراي نمايشنامههاي مطلوب نظام ليبرال سرمايهداري به تصويب رسيد كه سند آن با شناسه امنيتي PSB شناخته ميشود. رهبران اين عمليات امنيتي با پيروي از اصل شيلر در تئاتر با عنوان "موسسه اخلاقي "، يعني جايي كه انسان ميتواند تمام اصول بنيادين زندگي را در آن ببيند، فهرستي از درسهاي اخلاقي مطلوب ليبراليسم تهيه كردند كه به "ليست سفيد " موسوم شد و آثار "هنريك ايبسن " خالق اثر "هدا گابلر " در صدر ليست بود.
وي گفت: ايالات متحده از آن زمان اشاعه اين نوع هنر را توسط سفارتخانههاي خود در كشورهاي ضدليبرال و ضدآمريكايي دنبال ميكرد و اكنون كه با گردش استراتژيك در جنگ نرم مواجه هستيم، ميبينيم كه توليد و اجراي نمايشنامههاي همان "ليست سفيد " در دستور كار قرار ميگيرد، آن هم توسط كارگرداني كه با مديران "خانه آزادي آمريكا " كه به اقرار رسانههاي ايالات متحده از بازوهاي اجرايي سازمان اطلاعات مركزي آن كشور است، ارتباط نزديكي دارد. وجود اين قرائن در كنار يكديگر اتفاقي نيست، بلكه قطعاتي از يك پازل اطلاعاتي و دلالتهاي دقيقي براي اثبات پروژه جنگ نرم فرهنگي- هنري به شمار ميرود.
اين تحليلگر مسائل جنگ نرم ادامه داد: در پشت صحنه پيچيدهترين پروژههاي فرهنگي غرب در ايران، همواره مافياي هنري سفارت فرانسه حضوري فعال داشته است و چندي پيش در جلسه "كميسيون آيندهنگري تحولات علمي و فرهنگي " در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به اين بحث اشاراتي داشتم كه پژوهش پيرامون اين موضوع با استقبال جناب آقاي دكتر مخبر دزفولي، دبير شورا، قرار گرفت. جالب است كه ميتوان گفت همين مافياي هنري در سال 1377 كارگردان ايرانيتبار تئاتر "هدا گابلر " را شكار كرد و هنگامي كه وحيد رهباني نمايش "در انتظار گودو " اثر "بكت " را با حمايت دولت اصلاحات به روي صحنه برد، سفير وقت فرانسه در ايران شخصاً از او و اعضاي گروهش براي اجراي آن در جشنواره "نانتز " دعوت كرد و از آن هنگام ارتباطات اين كارگردان با گروهكهاي اپوزيسيون در اروپا گسترش يافت تا سرانجام با يكي از مقامات "خانه آزادي آمريكا " پيوند خورد كه اين مقام اطلاعاتي، واسطه ارتباط هنرمندان با سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) است و حالا ميبينيم همين كارگردان ايرانيتبار مقيم كانادا اثري از يك نويسنده مقبول سيستم اطلاعاتي ليبرال سرمايهداري را روي صحنه تئاتر شهر تهران ميبرد.
فضلينژاد پيرامون شيوه برخورد با چنين رويدادهايي عنوان كرد: اولاً سابقه اين كارگردان روز 25 دي 1389 در مقالهاي در روزنامه كيهان به تفصيل آمده است. سؤال نخست اين است چگونه كسي كه در خارج از ايران، آثار يك ضدانقلاب فراري مانند "غلامحسين ساعدي " را روي صحنه برده و در جريان فتنه پس از انتخابات همپيمان با مبتذلترين طيف اپوزيسيون مثل محسن مخملباف و اسماعيل خويي، عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي بيانيه صادر كرده، اصلاً چرا مجوز كار گرفته است؟! و چرا پس از ورود به ايران به سبب اقدامات ضدايرانياش مورد پيگرد قضايي قرار نگرفته است؟!
نويسنده روزنامه "كيهان " گفت: سؤال دوم اين است كه چهكسي مجوز اجراي اين تئاتر را صادر كرده است؟! طبعاً مستفاد از نص صريح قانون مجازات اسلامي نهتنها عوامل تهيه و اجراي تئاتر هدا گابلر داراي مسئوليت كيفري هستند، بلكه مسئولاني كه اقدام به صدور مجوز براي آن نمودند نيز بايد مشمول پيگرد كيفري باشند كه حتماً دادستان محترم عمومي و انقلاب تهران كه با اقدامي بهموقع و شايسته تقدير دستور توقيف اين نمايش را صادر كردند، به اين امور توجه ويژه دارند.
دارنده تنديس ويژه جنگ نرم جشنواره مطبوعات اظهار داشت: سؤال سوم، تكرار مداوم اين پديدهها در دولتي است كه اصولگراست و در مشي انقلابي رياست محترم جمهور ترديد نميكنيم و همينطور در اعتقادات ديني وزير محترم ارشاد كه البته حمايت نابهجا و احتمالاً از سر عدم اطلاع ايشان از اين تئاتر، تذكر شديد نمايندگان اصولگراي مجلس محترم را در پي داشته است. چندين رويداد فرهنگي از اين دست، در حوزه هنرهاي تجسمي، گالريهاي هنري، سينما و . . . رخ داده كه اعطاي نشان هنري به "بهروز غريبپور " يكي از آنان بود. در رايزنيهاي مفصلي كه ديروز با برخي نمايندگان مجلس داشتيم، حتي احتمال استيضاح ايشان را مطرح كردند، چون برخي سياستهاي فرهنگي دولت كار را به جايي رسانده كه اكنون "فرج سركوهي " كه يك جاسوس فراري است، در "بي.بي.سي. " از آن ابراز خوشحالي ميكند، يا "عليرضا نوريزاده " در مصاحبه با راديو زمانه آن را مخالف سنتهاي ديني و آرمانهاي انقلاب اسلامي ميداند. اين خطمشي فرهنگي سبب ميشود خدمات فراوان دولت اصولگرا و رييسجمهور انقلابي آن تحتالشعاع جدي قرار گيرد و نميتوان به بهانه شرايط ويژه به نقد رويكردهاي ليبراليستي نپرداخت، خصوصاً كه هرهفته با موضوعي در اين حوزهها روياروي هستيم.
فضلينژاد گفت: اگر سياستي از جانب "كميسيون فرهنگي دولت " به وزير محترم فرهنگ و ارشاد تحميل ميشود، ايشان به مجلس كه از طرف مردم و ما شهروندان وظيفه نظارتي دارد، توضيح دهند و مجلس هم طرح تحقيق و تفحص از "كميسيون فرهنگي دولت " را پيگيري كند تا بدانيم چه ميشود كه ناگهان همزمان با درخواست كاترين اشتون (رييس سياست خارجي اتحاديه اروپا) براي آزادي "جعفر پناهي "، رييس كميسيون فرهنگي دولت نيز قول مساعد براي آزادي وي را ميدهد! چگونه است كه با شعار آزادي، برخي تصميمات و اقدامات اين كميسيون در پازل بازي اطلاعاتي غرب از آب درميآيد؟! چهكسي است كه نداند دولت محترم واقعاً دغدغه خدمترساني به مردم را دارد، اما حوادث فرهنگي ذهن جامعه مسلمان ايران را چنان ميآزارد كه تكليفي به سكوت و اغماض ديده نميشود.
|


این جمله ای است که «هرتا مولر» برنده جایزه نوبل و نویسنده رمانهای مربوط به
دانلود سخنرانی «احیاء کودتاهای مخملی شکست خورده» قسمت اول: 











